
تأکید بزرگان بر فراگیری علوم و معارف اهلبیت
و دستورات آنان به طلاب
راه تحصیل و کسب علوم اهل بیت علیهمالسلام مسیری است که همیشه مورد تأکید و توصیۀ امامان و بزرگان دین بوده است. و گاهی اوقات این تشویق و ترغیب با تعابیری عجیب و شدیدی همراه بوده که نمایانگر اهمیّت و جایگاه مهم طلبگی است. در این سخنرانی مرحوم حضرت آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی رضوان الله علیه بر آن هستند که با ذکر روایات ائمۀ هدیٰ و حکایات اولیای الهی به تبین این مهّم برآیند. در این جلسه که برای دوستان ایشان ایراد شده به چند مسئله مهم دیگر هم پرداخته میشود. جهت اطلاع اجمالی مخاطبین محترم در ادامه به إهمّ عناوین اشاره میشود 1) تأکید بزرگان بر رفاقت با افراد هممسیر 2) بیفایده بودن صرف عنوان سلوک و انتساب به بزرگان 3) علت تأکید مرحوم علامه طهرانی بر طلبگی 4) مطالب و احادیث ائمه علیهم السّلام در هیچ دانشکدهای پیدا نمیشود 5) حفظ ظوابط در ارتباط با رفقا 6) کیفیت مطالعه، و آثار آن در انکشاف حقایق 7) کیفیت و زمان برگزاری جلسه شب سهشنبه 7) دوزخ، نهایتِ راه طالب دنیا در هر لباس و ظاهری
تأکید بزرگان بر فراگیری علوم و معارف اهلبیت
توضیحات:
راه تحصیل و کسب علوم اهل بیت علیهمالسلام مسیری است که همیشه مورد تأکید و توصیۀ امامان و بزرگان دین بوده است. و گاهی اوقات این تشویق و ترغیب با تعابیری عجیب و شدیدی همراه بوده که نمایانگر اهمیّت و جایگاه مهم طلبگی است. در این سخنرانی مرحوم حضرت آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی رضوان الله علیه بر آن هستند که با ذکر روایات ائمۀ هدیٰ و حکایات اولیای الهی به تبین این مهّم برآیند. در این جلسه که برای دوستان ایشان ایراد شده به چند مسئله مهم دیگر هم پرداخته میشود. جهت اطلاع اجمالی مخاطبین محترم در ادامه به إهمّ عناوین اشاره میشود 1) تأکید بزرگان بر رفاقت با افراد هممسیر 2) بیفایده بودن صرف عنوان سلوک و انتساب به بزرگان 3) علت تأکید مرحوم علامه طهرانی بر طلبگی 4) مطالب و احادیث ائمه علیهم السّلام در هیچ دانشکدهای پیدا نمیشود 5) حفظ ظوابط در ارتباط با رفقا 6) کیفیت مطالعه، و آثار آن در انکشاف حقایق 7) کیفیت و زمان برگزاری جلسه شب سهشنبه 7) دوزخ، نهایتِ راه طالب دنیا در هر لباس و ظاهری
تأکید بزرگان بر فراگیری علوم و معارف اهلبیت
8شناخت راه و روش ائمه بوسیله علما و عرفاء بالله
اینجاست که افرادی مانند مرحوم قاضیها و مرحوم آخوند ملاّحسینقلیها و مرحوم آقا سید احمدها و مرحوم آقا سید حسن مسقطیها و مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکیها و مرحوم آقای انصاریها و مرحوم علامه طباطبائیها و مرحوم والدها ـ رضوان الله علیهم أجمعین ـ آمدند و واقعاً اگر اینها نبودند ما چه میفهمیدیم؟! اصلاً ما کدام روش ائمه را میفهمیدیم؟! وقتیکه فلان آقا روزی سه دفعه محاسنش را شانه میکند و عمامه میگذارد و اینطوری [آرام] مینشیند، چطور منِ کور باطن میتوانم به باطن او توجه کنم و نگاه کنم و ببینم که:
چطور میتوانم نگاه کنم؟! آقا، از همه بهتر نماز شب میخواند و دعای او قطع نمیشود! اما این باطن، باطنی است فرعون! من چطور میتوانم تشخیص بدهم؟! وقتیکه عمرم تمام شد و کلاه سرم رفت و تمام سرمایههایم ـ چه ظاهری و چه باطنی ـ همه از من گرفته شد، آنوقت میگویم عجب، من چه اشتباهی کردم! الحمد لِلّه بزرگان آمدند [و راه را به ما نشان دادند].
عکس علامه طباطبائی حکایت از حالات عجیب ایشان
من پریشب داشتم عکسی از مرحوم علامه طباطبائی ـ که فردی برای من آورده بود ـ را نگاه میکردم. علامه بدون عمامه در منزل نشسته بودند، سر ایشان پایین و چشمهایشان بسته بود. من نیم ساعت داشتم فقط به این عکس نگاه میکردم و آنقدر این عکس مرا گرفت که من دیدم این مرد واقعاً در چه طمأنینه و آرامشی هست! نه یک ذرّه هوا دارد، نه یک ذرّه هوس دارد، نه یک ذره تعلّق به دنیا دارد! یک پیراهن و شلوار پوشیده و همینطوری دستش را روی [بدنش] گذاشته و بیخیال از همۀ دنیا و غرق در خود و کار خود و بهدنبال خود است! آیا همین برای ما تنبّه نیست؟!
آیا عکس آقایان سابق را دیدهاید؟! یک قلیان میگذاشتند و همینطور میکشیدند و چند تا متکّا برای تکیه و چند تا کتاب اینطرف و چند تا کتاب هم آنطرف میگذاشتند و بعد از آنها عکس میانداختند: «حضرت آیةالله فلان درحال کشیدن قلیان!» چه تحفهای!
