
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
و آداب برگزاری جلسات
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
15گفتم که: والده که دارد از من تقلید میکند! این چه برداشتی است؟! بعد من رفتم به والده گفتم ـ این چیزی را که خدمت شما میگویم، [چون] از طرف ایشان مجاز بر گفتن هستم، دارم میگویم ـ که از طرف شما رفتند نقل کردند که شما ما را باطل و افراد دیگر را بر حق میدانید، آیا صحیح است یا صحیح نیست؟
ایشان گفتند:
از قول من برو بگو ـ عین عبارت [ایشان است] هر کس هم میخواهد نقل کند برود نقل کند، الان هم گوینده حی و حاضر است فعلا ـ که من نه فلانی را تأیید میکنم [و] نه فلانی را تأیید میکنم و نه شخص ثالثی را. تمام!
گفتم: خدا عمرتان دهد، من این را از شما میخواهم [که] شما هم بروید [این مطلب را] جلوی همه بگویید.
گفتند: «من آن را نمیگویم.»
گفتم : بسیار خوب !
ولی این مقدار را رفتم [پرسیدم]! این همانی بود که [میگفتند دلیل بطلان است]! مگر قرار بر این نیست که هر کسی چون حالا در جایی مسئله [و] این قضیه مطرح شده [ بر باطل باشد!] خب وقتی که خود شخص دارد میآید این حرف را میزند [دیگر مطلبی باقی نمیماند].
حالا نه ... حالابرویم سراغ یک مسئله دیگر [زیرا] این دیگر نشد! دیگر این نشد حالا میرویم یک چیز دیگر پیدا کنیم!
جایگاه علم و عقلانیت در مکتب اولیای الهی
شیطان دائماً دنبال این است که [انسان] بیاید آن مسیر مستقیم را رها کند، دائم به جای آن دنبال بهانه، دنبال یک چیز مشتبه [میگردد.] ـ بحث متشابهی که داشتیم [برای] چه بود؟! همه برای اینها است!ـ
بزرگان آمدند تا این چیزی که در اینجا هست، این [عقل] را بردارند رشد بدهند، این را بالا بیاورند. هرچه عقل، آن را به عنوان حجت میپسندد باید آن را گرفت. باید به آن عمل کرد. پس بنابراین مسیر و مکتب بزرگان براساس حجت عقل است و آن برای انسان [حجت است.]
