
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
و آداب برگزاری جلسات
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
17همین مکاتب درویشی و امثال آن اینها چه میگویند؟ آیا اینها بر مبنا و حجت شرعی هستند یا نه!؟ [میگویند:] شما بیا؛ حالا بعد قضیّه برایت روشن میشود، شما بیا قضیه برایت منکشف میشود؛ شما بیا بعد مثلا مطلب به این کیفیّت خواهد بود. پایه و اساس رصین و متین و متقن و محکمی بر اینها نیست. حجت شرعیه و عقلیه بر رفتار و اطوار آنها نیست. آن مکتبی که تمام اساساش و پایۀ برنامهاش و حرکتش و حیاتش براساس حجت است، آن مکتب، مکتب چیست؟ مکتب اهلبیت است؛ و آن مکتب فقط در سایۀ علم برای انسان حاصل میشود، نه در سایۀ احساس، نه در سایۀ عشق، نه در سایۀ هوی، نه در سایۀ میل و عالم هپروت و این حرفها!
علم به عنوان حجت شرعی
کاری را که انسان انجام میدهد باید دو دوتا چهار تا، محکم باشد و باید دلیل شرعی داشته باشد و هر کسی غیر از این میگوید، مزخرف گفته است، مزخرف مزخرف!
«العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء»1 علم یعنی واقع و نورانیت، به عنوان حجت شرعی باشد. «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء» یعنی خدا حجت شرعی را در قلب شما قرار میدهد نه اینکه علاقه و میل به [آن را].
تمام اینها مزخرفات است که میگویند که: آقا نیاز نیست درس بخوانی! آقا نیاز نیست تحصیل کنی! آقا در این راه بیا خدا خودش قرار میدهد، تمام اینها مزخرف است. تمام اینها خرافات است. تمام اینها برای تسلط شیطان است [که] این حرفها را به من و شما میزنند. فقط تنها چیزی که جلوی شیطان را میگیرد حجت شرعی است. آن جلوی شیطان را میتواند سد کند و راه را ببندند و نگذارد [که] جلو بیاید.
و آن چیزی که موجب حجت شرعی است، عقل و علم به نقل [است]! علم، نه ظن؛ نه ظواهر و ظن و اینها! انسان علم داشته باشد به اینکه این مسیر او حجت دارد و فردا در روز قیامت اگر خدا گفت چرا این کار را کردی؟ صاف سینهاش را ستبر کند [و] بگوید به این دلیل، اینطوری! نه اینکه خیال کردم و خواب دیدم و اینطور؛ اینها [را] خدا میگوید: به کَت ما نمیرود ، این را برای عمه و خالۀ خود برو بگو. آن چیزی را که میخواهی روز قیامت بیاوری و جلوی من قرار بدهی و بگویی که من راهم را اینطور قرار دادم، صاف باید دو دو تا چهار تا باشد، هستی یا نیستی؟! قضیه این است!
- مصباح الشريعة، الباب السادس فى الفتيا، ص 16.
