
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
و آداب برگزاری جلسات
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
18علت تاکید اولیای الهی به علمآموزی
اینکه مرحوم پدر ما، بزرگان، اولیا همه میگفتند: درس بخوانید، برای این بود که امروز سر ما کلاه نرود! [و اگر] با ظواهر و با ریشهای بلند و عمامههای بزرگ بیایند و یک اظهار نظری بکنند، ما خودمان را گم نکنیم! با دو تا خواب و مکاشفه بیایند [و بخواهند] راه ما را عوض کنند، دست و پای خودمان نلرزد!
حکایتی از انحراف در مکتب علامه طهرانی
در زمان بعد از مرحوم آقا، افرادی بودند [که] آنچنان شیطان آمده بود بر آنها مسلط شده بود و آنچنان مکاشفههایی کردند که اگر نبود این که در دست ما حجت شرعی بود، ما هم در همان دام افتاده بودیم و هلاک شده بودیم. برای خودِ من از طرف آقا پیغام میآوردند [و] میدیدم [که] عجیب است، مطلبی را که هیچ کس خبر ندارد این آمده است [و] دارد خبر میدهد، پس راست میگوید! [میگفتند:] به فلانی بگویید این کار را بکند. گفتم: عجب!
بعد دو سه تا قضیّه که نقل کردند، متوجه شدم کجای آن [ایراد دارد]!
[به] آن شخصی که حکم واسط را [داشت] گفتم: [بگو] بروید از آقا این دفعه این سؤال را بکنید ـ یک سؤالی که آنجا دیگر شیطان نمیتواند بیاید - بگویید راجع به این قضیّه چه کنم؟!
رفت سؤال کرد، گفت: ایشان سکوت کردند!
گفتم: پس خودتی! حالا که اینطور است برو به آن آقا ـ به همانی که دیدی ـ بگو که پس خودتی. قضیّه تمام شد!
بعد، مکاشفۀ بعد چه شد!؟ [گفت بود:] دیگر دنبال این آقا نرو!
گفتم: ها! خوب به آن جای او خورد! مثل اینکه این خیلی عالی بود، حال او جا آمد! برای چی؟! [برای اینکه] ما راه را بستیم!
نهی بزرگان از پرداختن به مکاشفات و خوابها
اینکه مرحوم آقا اینقدر در کتابهای خود و صحبتهای خود میگفتند که مکاشفات و اینها میآید و رهزن است [بیدلیل نبوده است]. [شیطان] میآید، میآید جلو [و] هشت تا را درست میگوید، برای چه؟ برای آن دو تای آخر. این کسانی که همه گول خوردند، برای چه بود!؟ نه اینکه از اوّل دروغ بگوید. [مثلاً] الان[که شب است را] شما مکاشفه کنید [که] روز است. خب معلوم است [که] دروغ است؛ ! خب [معلوم است] شب است. ولی میآید برای شما مکاشفه [یا] خواب و این حرفها [که] در خانه فلان قضیه اتفاق افتاده [است.] عجب! فردا میبینی [که] درست است!عجب! درست است دیگر! درست هم هست!
