اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیّت و جایگاه علم‌آموزی در سیر و سلوک

و آداب برگزاری جلسات

15393
نسخه عربی

اهمیّت و جایگاه علم‌آموزی در سیر و سلوک

22
  • آن وقتی که ما درس میخواندیم، حالا هم که درس میخوانیم فرق نمی‌کند. ـ طلبه تا وقتی که از دنیا می‌رود [و] فوت می‌کند همیشه در حال درس [خواندن] است [و] تعطیلی ندارد، تعطیلی معنا ندارد [و فقط ] نوع آن فرق می‌کند. ـ آن موقعی که ما همین درس‌های حوزه را می‌خواندیم، من هر شب تا پیش‌مطالعۀ درس فردا را نمی‌کردم، خوابم نمی‌برد! سادیسم گرفته بودم اصلاً! خوابم نمی‌برد. یک شب یک درس را از ناچاری مطالعه نکردم، دو ساعت در رختخواب غلت می‌زدم، بالاخره بلند شدم [و] آن را پیش مطالعه کردم. نفهمیدم با گیجی چطور هم مطالعه کردیم! همین‌که فهمیدم پیش‌مطالعه آن [انجام] شده، دیگر راحت شدم دیگر گرفتم خوابیدم!

  • [امام صادق می‌پرسد] پیش مطالعه کردی؟! مطالعه کردی؟! مباحثۀ خود را خوب کردی؟! مطالعه خوب کردی؟! این کارها را انجام دادی یا نه؟!

  • کیفیت مطالعه اسفار توسط علامه طهرانی 

  • مرحوم آقا که آمد و به اینجا رسید شما فکر می‌کنید کشکی بود؟! «العلم نور یقذفه الله» نه خیر آقاجان! اسفاری که پدر ما پیش علاّمۀ طباطبائی خواند، آن اسفار ایشان مطالعه‌اش شش ساعت طول می‌کشید درحالی ‌که کسان دیگر آن اسفار را یک ربع مطالعه می‌کردند آن هم در رختخواب؛ حالا در [چه] وضعیتی دیگر نمی‌دانم! ایشان می‌گفتند: افراد در درس علاّمۀ طباطبائی می‌آمدند ـ بیچاره آن علامه طباطبائی ـ [به] درس اسفار ایشان می‌آمدند [ ولی] مطالعه را یک ربع می‌کردند! در وقتی که پدر ما [شش ساعت مطالعه می‌کرد].

  • استعداد [ایشان] که کمتر نبود، حافظه‌اش که از آنها کمتر نبود اگر بیشتر نبود! اتفاقاً پدر ما ایشان در استعداد و حافظه مشارٌ بالبنان بود! این آقا با این استعداد و با این [حافظه] شش ساعت مطالعۀ اسفارش طول می‌کشید! آن وقت همینطور می‌گویند: علاّمۀ طهرانی! علاّمۀ طهرانی! آقا اینها این کار را کردند! 

  • مادر ما می‌گفت که من شب‌ها ـ من نمی‌گویم این کار را بکنیم، این کار صحیح نیست، خود من به این مسائل مبتلا شدم و تا الآن هم مبتلا هستم ـ برای پدرت قهوه درست می‌کردم و او یک لیوان قهوه می‌خورد که خوابش نبرد و درس‌ها را تقریر می‌کرد! البتّه من نمی‌گویم این کار درست است، نه! این [کار] پدر اعصاب و معده و همه چیزها را درمی‌آورد؛ ولی این‌طوری اینها در قم [و] در نجف درس خواندند. و چون به حقیقت علم رسیدند، آمدند به ما گفتند که باید درس بخوانید و باید چه‌ کنید؟!