
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
و آداب برگزاری جلسات
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
23این کارها را کردند؛ امیرالمؤمنین هم آن علم را چه کار کرد؟! در قلب آنها انداخت! ننشستند به جای مطالعه و تقریر، مثل شیخهای نجف دو کیلو قهوه هر روز صبح از خانۀ خود بیرون بریزند، گعده کنند و به این غیبت کنند، به آن غیبت کنند، به این بد بگویند به آن بد بگویند، فلان بکنند. دنبال کار خود بودند [و] دنبال وضع خود بودند. درد داشتند [و] دنبال درمان درد خود بودند. به خاطر این بوده[است].
تهذیب نفس شرط اساسی برای ادراک حقیقت روایات
مگر علم چیست؟ همینکه شما کتاب را باز میکنید [و] یک روایت از امام صادق [میبینید این همان علم است.] من همین چند شب پیش به یک روایت برخورد کردم که تا به حال برخورد [نکرده بودم و] بدنم شروع به لرزیدن کرد. این علم، آن یقذفه الله [فی قلب من یشاء]، همین است! حتما باید سقف شکافته بشود [و] یک چیزی تو کله شما برود تا بگوئید العلم یقذفه الله...؟ نه آقا! همین است! همین چیزی که در کتاب کافی است، همین چیزی که در کتاب محجة البیضاء است، همین چیزی که در کتاب تهذیب است، همین چیزی که در کتاب وسائل است! همین چیزی که بزرگان آمدند [و] نقل کردند همین علم یقذفه الله است. منتها، منتها! کسی که دل خود را به خدا بسپارد دل خود را صاف کند، از این روایت آن چیزی را که مورد نظر حضرت است، میفهمد. کسی که دل او صاف نباشد همین روایت را میخواند [ولی با اینکه] یک روایت است، یک چیزی دیگر میفهمد! این معنای«العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء» است!
روایت امام صادق نور است. حالا یک شخصی آن روایت را میخواند [ولی] قلب او نور ندارد، نمیفهمد. دل را باید پاک کرد! اینجا است که این تهذیب دل به درد میخورد. نه اینکه انسان دست از مطالعه بردارد! [اگر] دست از مطالعه بردارد چیزی گیر او نمیآید.
