
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
و آداب برگزاری جلسات
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
29هدایت و ارشاد به دست امام زمان
قضیّۀ خود اصل هدایت و دستگیری و تربیت و تزکیه بر اساس مبنایی که ما داریم، این فقط بر عهدۀ صاحب ولایت است، در این مسئله هیچ شکی نیست! نه بنده و نه غیر بنده هیچکدام از مجموعه رفقا، دوستان و اینها، هیچکدام از ما واسطۀ برای [این] مسئله نیستیم [و] آن قضیه دست صاحب ولایت است و او خودش دستگیری میکند و او خودش تربیت میکند و با آن نفس قدسی خودش همۀ افراد را حرکت میدهد. همۀ ما جنبۀ آلیّت و جنبۀ وساطت در نقل داریم و جنبۀ وسیلۀ برای بیان داریم؛ همین! از این بیشتر مطلب غیر از این نیست.
حقیقت مطلب فقط در یکجا است و افراد اذهان را باید فقط به آن سمت سوق بدهند و طرح کردن بعضی از مسائل و آوردن بعضی از تعبیرات و گفتن بعضی از چیزهایی که ذهن افراد را از توجه به مقام ولایت منعطف به جاهای دیگر بکند یا اینکه آن اتجاه را کمرنگ بکند شرعاً حرام است و بر خلاف مشی و مرام اصل مکتب است! فقط و فقط باید تمام هوش و حواسّ ما و صحبت ما و تعبیر ما و تبلیغ ما همه باید توجه دادن [به مقام ولایت] باشد، چطور اینکه رسم بزرگان بر این بوده [است] ما که جای خود را داریم! باید همه [صحبتها] بر اتجاه به آن سمت باشد منتها باید به سمت حقیقت [ولایت] باشد نه به سمت ظاهر [آن! مانند] آن چیزی که امروزه هست! [مثل] ظهور ظاهری و دیدن و کشف و کشک و این مطالبی که در این حول و حوش ما و این طرف و آن طرف میگذرد و مردم را از این طرف به آن طرف [و] از این شهر به آن شهر [برای] دیدن میکشند! اینها چیزهایی است که برای عوام است.
افراد به همان حقیقت ولایت باید توجیه بشوند، به آنجا باید توجه داده شوند و از آنجا بایستی استمداد بگیرند. اگر غیر از این عمل بشود، ما هم به ولایت خیانت کردهایم و هم به افراد خیانت کردهایم؛ زیرا آن استعداد و آمادگی که باید صرف در اینجا بشود، ما آن استعداد و آمادگی را قطع کردیم و او را میراندیم و از بین بردیم و به مطالب واهی سرگرم کردیم. پس این مسئله خیانت است، خیانت به مکتب هم است ـ و من دیگر صریحتر از این نمیتوانم صحبت کنم! ـ این قضیه خیانت به مکتب است و خیانت به امام زمان است و خیانت به ولایت است و حساب و کتاب هر شخص با خود خدا هست!
