
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
و آداب برگزاری جلسات
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
30دیگر ما بیش از این نمیتوانیم روی این مسائل اصرار کنیم و آن چرا که به نظر حقیر و بنده میرسد، بنده آن مسئله را صریح میگویم و از هیچ کس هم در این قضیّه [ابائی ندارم] خلاصه با کسی رودربایستی ندارم. من به رفقا عرض کردم ما در قضایایی که مربوط به مسئلۀ ولایت است، شوخی نداریم و این مطلب هم اثبات شده [است] و رفقا در جریان هستند که مسئلۀ ولایت قابل شوخی نیست و شوخیبردار هم نیست! رضای الهی و صداقت ما و صفای ما در این است که ما بفهمیم چه میکنیم و بیخود کاسۀ داغتر از آش نباشیم که [در این صورت] هم خود را از بین بردیم و هم باعث سد طریق دیگران شدهایم. و این هم یک مطلبی بود.
تاکید مولف بر عدم ارجاع افراد به ایشان
مطلب دیگری که خدمت رفقا از این نظر میخواستم عرض بکنم این است که، خب رفقا میدانند که مطالب همان مطالبی است ـ از نظر روشن شدن راه و مسیرـ که مرحوم آقا و سایر بزرگان در کتب خودشان بیان کردهاند. دوستان اهل اطّلاع هستند، اهل مطالعه هستند، کتابها را دیدهاند، خودشان نسبت به مسائل اطّلاع دارند و واقعیت برای افراد مشخص است. اینجا دکان و دستگاه نیست، عرض کردم اینجا هیئت نیست، اینجا افرادی که میآیند درد دارند، نه اینکه بخواهند اتلاف وقت کنند، نه اینکه بخواهند وقت گذرانی کنند! و افراد در اینجا همه کار دارند؛ یعنی در قم رفقا و دوستان هر کدامشان هزار و یک مشغله دارند! رفقایی که این طرف [و] آن طرف میروند، بیخود مدام ارجاع ندهند، بگویند که برای آقا نامه بنویس یا برو [از ایشان] وقت بگیر یا فلان بکن! تمام اینها همه سد راه رفقا و ما میشود و باعث میشود که ما از کارمان بمانیم! یعنی فرض کنید که یک شخصی که میآید [و] مطلبی دارد، گرچه اول میگوید پنج دقیقه ما ملاقات داشته باشیم ولی یک ساعت وقت بنده را میگیرد و از این نظر من خیال میکنم [که] این خلاف شرع باشد؛ به خاطر اینکه همین وقتی ـ یک ساعت ـ را بنده باید به چیزهای دیگر بگذارم، آمدم به مطالبی [میگذرانم] که چندان ضرورتی هم ندارد! از این مشکلات همه دارند، خود بنده هم بیش از بقیه از این مسائل و از این مشکلات دارم و ما به خاطر این مطالب خدمت پدرمان نمیرسیدیم و وقت ایشان را هم نمیگرفتیم!
