
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
و آداب برگزاری جلسات
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
34پس بنابراین رفقا باید بدانند که قضیّۀ ارتباط و قضیّۀ دستگیری نه مربوط به من است [و] نه مربوط به کسی دیگر[بلکه] این مربوط به جای دیگر است. آنچه را که ما وظیفه داریم، این است که آن مطالب را مطرح کنیم [و به افراد بگوییم:] آقا! حق این است، عرفان این است، راه و رسم خدا این است! [اگر شخصی] میگوید آقا من چه کار کنم؟ [باید گفت:] امام هست، خودت میدانی و امام خودت! به من چه ارتباطی دارد؟! بلند شو به امامت بگو، بلند شو برو به او توجه کن آنوقت او خودش میداند. [انسان] دلش را که پاک بکند، آن صاحب ولایت میداند که چگونه او را راهنمایی کند [و] اصلاً شاید اینجا نیاورد [و] بلند شود یک جای دیگر ببرد! به من چه ارتباطی دارد؟! خود او میداند، چرا من بیایم تعیین تکلیف کنم!؟
راه و تأکیدی را که مرحوم آقا به بنده توصیه کردند این نیست که خیلیها دارند انجام میدهند! این نیست! [بلکه] این چیزی هست که من دارم عرض میکنم.
بله! بنده تکلیف دارم [و] رفقای ما هم تکلیف دارند که آنچه را که از بزرگان دیدند و دیدیم و آنچه را که شنیدند و شنیدیم و آنچه را که میدانند و میدانیم، آنها را به افراد ارائه بدهیم. والسلام و تمام! غیر از این هیچ چیزی نیست! بقیهاش دیگر بر عهدۀ کیست؟ بر عهدۀ خود آن افراد که به چه نحوه عمل کنند.
ما دل برای مکتب نسوزانیم که مکتب احتیاج به دلسوز ندارد؛ دلسوزش کس دیگری است! ما خود را باید مطیع بدانیم و به قول مرحوم آقا به یکی از رفقا که قدری چیز کرده بود گفتند:
که اگر میخواهی خودت باشی، این کار را نکن والا خودت هم طرد خواهی شد!
علیٰکلحال باید انسان [مراقب باشد]. ره چنان رو که رهروان رفتند!
امیدواریم که خداوند دست همۀ ما را بگیرد و در این چند روزِ از عمر ما آن نتایج غایی را مترتب کند. و همینطور تصور نکنیم که چیز (ساده) است...
