
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
و آداب برگزاری جلسات
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
10تضاد بین سلوک راه خداو عافیت طلبی
پس بنابراین ما در این دنیا برای عافیت نیامدیم. که عافیت به قول خواجه:
رند عالم سوز را با مصلحت بینی چهکار *** کار مُلک است آنکه تدبیر و تأمل بایدش در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر *** عافیت را با نظر بازی خلاف افتاده بود1 عافیت برای انسان [مهم] نیست، بلکه انجام رضای الهی و تکلیف، آن برای انسان مهم است! من هم الان خیلی جاها بخواهم بروم، برایم مشکل است. [مثلاً بگویم] فلان جا با ما فلان کار را کردند، حالا بنده بلند شوم [آنجا] بروم؟! نه. یک جوری [میگویم:] نه، وقت ندارم و الآن حال ندارم و الان حوصله ندارم و...! درست شد؟! ولی وقتی نگاه میکنم [که آیا] رفتن در اینجا رضای خدا هست یا نه؟ تمام شد! دیگر قضیّه تمام است. حالا که این را میفهمم دیگر باید از خدا توفیق برای عمل هم بخواهم و دنیا هم هیچ وقت بیفراز و نشیب نمیشود.
قبل از اینکه آدم در این دنیا بیاید، قبل از این در بهشت جنگ و دعوا نبود، که بر سر همدیگر بزنند! اما همینکه این آدم پای خود را روی زمین گذاشت، دعوا شروع شد. اول بین دوتا بچههای او دعوا شروع شد. یکی زد دیگری را کشت، حالا ای کاش دعوا فقط به مشت و لگد ختم میشد! آقا برداشت کشتش! قابیل زد هابیل را کشت! از همان موقع دعوا شروع شد تا روز قیامت!
و این [طور] هم خیال نکنید که ما یک روزی در این دنیا زندگی کنیم که همه با ما در صلح و صفا باشند، نه! یکی از ما خوشش میآید، یکی از ما بدش میآید، یکی از ما ایراد میگیرد، آن یکی میگوید عجب آقای خوبی است مثل او نداریم! آن یکی میگوید برو آقا اینها همهاش دکان و دستگاه است. ـ همین الآن هم دارند میگویند! ـ
نه این و نه آن! فقط باید ببینید چه چیزی تشخیص میدهید و همان را جلو ببرید و مواظب همان باشید! و از این طرف هم، از مسائلی که برای انسان پیش میآید، انسان از اینها عبرت بگیرد و راه خودش را تصحیح بکند.
- دیوان حافظ، غزل 212
