
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
و آداب برگزاری جلسات
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
20دارد [در مجالس دیگر] صحبتمیکند. میگویم: بلند شو بیا [اینجا هم] صحبت کن. میگوید: بروم اجازه بگیرم بعد بیایم! بهبه! بهبه! گفتم: تو که طلبه [هستی] و بیست سال درس خواندی باید اجازه بگیری، پس بقیّۀ بدبختها چه کنند؟! بقیه چه باید بکنند؟ پس آن درس را تا حالا برای چه خواندی؟! پس این کتابها را برای چه خواندی؟! برای چه خواندی؟!
تحصیل مقدمۀ رسیدن به نورانیت علم
پس بنابراین رفقا باید بدانند، ملاک برای سیر و سلوک در مکتب ولایت و مکتب عرفان و مکتب اهلبیت [در] این مکتب ـ مکتب آخوند ملاحسینقلی همدانی ـ براساس علم و تحصیل است. طلبهای که تحصیل نکند، خدا هم علم را در قلب او قذف نمیکند، صد سال بشنید و به جای مطالعه [کار دیگری کند فایده ندارد]. البته مطالعه هر کسی بر حسب استعداد خودش است. ما نمیگوییم که مثلا [از] یک شخصی که استعدادش متوسط است، توقع اینکه استعداد بوعلی را داشته باشد [داریم]، نه! آن شخص هم به اندازۀ استعداد خودش انجام میدهد.
تاکید مرحوم حداد بر اتقان در تحصیل و کسب علم
در سه جلسهای که من پیش مرحوم آقای حداد در سن هفده سالگی بودم، در تمام آن سه جلسه این عارف الهی ـ که یک سال هم درس طلبگی نخوانده ـ در همۀ آنها در هر سه جلسه به من میگفت: در درس خود اتقان کن! اتقان کن! اتقان کن!
خب اینها یک چیزی میفهمیدند که [اینطور] میگفتند. حالا [بعضی از افراد نسبت] به ما میگویند: همین علم او حجاب اکبر شده [است]. گفتم: دست شما درد نکند اگر این است پس اشکال از آقای حداد است که به من گفتند: بلند شو برو در درسهایت [اتقان] بکن! [پس] چی؟! حالا علم نداشته باشم [و] عین تو الاغ بلند شوم به هر نعره و به هر علفی که جلوی من بگیرند، راه خود را بکشم [و] بروم؟! این خوب است؟! این خوب است؟!
تحصیل تنها راه رسیدن به علم
