
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
و آداب برگزاری جلسات
مرحوم آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی (قدّس اللّه سرّه) در این گفتار که در جمع شاگران و دوستان ایراد فرمودهاند به برخی نکات پیرامون کیفیت برگزاری جلسات اشاره میفرمایند. مؤلف لزوم برگزاری جلسات و همنشینی میان سالکان را از نکات اساسی در مکتب اولیاء الهی میداند. در ادامه ایشان به لزوم تبعیت از عقل و کنار گذاشتن مطالب غیر عقلانی مانند خوابها و مکاشفات اشاره نموده و تنها راه رسیدن به علم را، طریق تحصیل میداند، که در کنار آن تهذیب نفس، اهمیت ویژهای دارد. در پایان ضمن بیان نکاتی چند به این مسئله اشاره میفرماید که متکفل امور بندگان، امام زمان علیه السلام است و تمام توجه افراد باید به سمت آن حضرت باشد.
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
3حالا اینکه بخواهند افراد را از قبل از طلوع فجر به مجلس بکشند و بعد هم بگویند که برای نماز بیا، خب سخت است! بالأخره موقعیت مرحوم آقا با ما فرق میکند. ایشان به عنوان یک شخص بزرگ و مرشد و مدیر و سائق1 و قائدِ این جریان و مکتب [بوده] و طرح این مسئله شاید برای ایشان یک قدری مشکل بوده است. لذا افراد را از نقطه نظر شرکت [در مجالس] در سعه قرار داده بودند. والا خیلی از افراد میآمدند و نمازشان را هم در آنجا میخواندند و ذکرشان را هم در آنجا میگفتند، ـ در همان زمان مرحوم آقا ـ ولی ایشان این را هیچ وقت به عنوان یک سنّت تلقّی نکردند.
ما دیدیم که رفقا خودشان مایل هستند و حالا که تمایل دارند، خب چه اشکالی دارد، هر کسی بخواهد میآید و هر کسی نمیخواهد نیاید و این هم یک سنّت نیست، بلکه به دلخواه افراد است.
بله، شرکت کردن در مجلس بعد از شروع ـ [وقتی] که منبری میخواهد بیاید ـ صحیح نیست. زیرا حواس منبری پرت میشود و انسان باید قبل از اینکه منبری بیاید، در مجلس بیاید. این هست و درست است. ولی اینکه حتماً باید برای اوّل وقت و نماز بیاید، نخیر! این نه در زمان ایشان بوده و نه سنّت بوده و نه واجب؛ هر کسی به مقتضای حال خودش بخواهد برای نماز بیاید، در باز است. نماز هم یک قدری دیرتر شروع میشود تا اینکه افراد برسند.
و حتّی اعتراض هم شده است که مگر بنا بر این نیست که نماز همیشه در اوّل وقت باشد؟! خود ما هم مگر نمیگوییم: که مرحوم پدرمان در مسجد که میرفتند، سر اوّل وقت نماز میخواندند، هرکسی بود [که بود و] هر کسی هم نبود [که] نبود، میخواست خودش را برساند. گفت: هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد! هرکسی میخواهد اول وقت [نماز بخواند باید خودش را برساند]. کار ملائکه اوّل وقت است و اتفاقا هم [کارشان] خیلی سبک است! چون کسی اوّل وقت نماز نمیخواند، همه دیر وقت میخوانند. اگر کسی میخواهد درست ثبت شود، اینها که در دفتر رفت عوض و بدل نشود، بیاید اوّل وقت بخواند، آخر وقت سرشان خیلی شلوغ است! همه میبینند دارد قضا میشود، میگویند زود نماز را بخوانیم و آنجا پروندهها پس و پیش میشود، چون خیلی شلوغ است! در روایت هم داریم: «اول الوقت رضوان الله و آخر الوقت غفران الله»2. روی این حساب میگویند: «شما که خودتان میگویید مرحوم آقا اینطور بودند، چرا نماز برای صبح بیست دقیقه دیر میشود.»
- راهبر
- فقهالرّضا عليهالسّلام، ص 71؛ بحار الأنوار، ج 79، ص 349:
«قال عليهالسّلام:" إعلَم أنّ لكُلّ صلاةٍ وقتَينِ: أوّلٌ و آخِرٌ؛ فأوّلُ الوقتِ رضوانُ الله و آخِرُه عفوُ الله.
و نَروى أنّ لكُلّ صلاةٍ ثلاثةَ أوقاتٍ: أوّلٌ و أوسطُ و آخِرٌ؛ فأوّلُ الوقتِ رضوانُ الله و أوسطُه عفوُ الله و آخِرُه غفرانُ الله، و أوّلُ الوقت أفضلُه. و ليس لأحدٍ أنيتَّخذ آخِرَ الوقت وقتًا، و إنّما جُعِلَ آخِرُ الوقت للمريضِ و المُعتَلِّ و المسافر.»
