
اهمیت التزام عملی به مراقبه در سلوک
تقدمِ اخلاق و دستورات عملی بر ذکر، و مضرّات اینترنت
در این سخنرانی، آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهند که سالک نمیتواند به برخی دستورات عمل کند و برخی دیگر بهخصوص دستورات اخلاقی را رها کند و انتظار نتیجه داشته باشد. ایشان یادآوری میکنند که اصل سلوک در عمل و مراقبه است و گناهانی مانند غیبت و دلشکستن، عبادت و ذکر را از اثر میاندازند و دلیل انحراف برخی شاگردان مرحوم حداد و علامۀ طهرانی همین بوده است؛ نه در نداشتن تهجّد و ذکر. سپس بهویژه طلاب را مخاطب قرار میدهند و میفرمایند: رجوع بیموردِ طلبه به اینترنت شرعاً حرام است؛ اینترنت ابزار شیطان برای اغوای بشر است که آثار آن از بسیاری از محرمات شدیدتر و عمیقتر است و میدان را برای شیاطین باز مینماید. در عین حال استفادۀ محدود و ضروری از آن را جایز میشمرند. ایشان در پایان بر قدردانی و استفاده از بسترِ معنویِ فراهمشده توسط اولیاءالهی تأکید میفرمایند.
اهمیت التزام عملی به مراقبه در سلوک
10دیشب یک شخص به من تلفن زد که بعضی در یکی از جاها کاری انجام دادهاند (البته نه در مجموعۀ رفقای ما؛ [بلکه] افراد و سُلاّکِ دیگر که ادعای سلوک میکنند) من تا صبح خوابم نبُرد! یعنی وقیحترین کاری که ممکن است یک فردِ بیشرم و بیحیا انجام بدهد! اسممان را هم سالک میگذاریم! «ما سالکیم! ما شاگرد آقا بودیم!» گفتم: «بله دیگر! آن سلوکی که آن باشد و با تهمت و دروغ و کلک و این حرفها ولایتش ثابت بشود، کار هم به اینجا میرسد! این هم هست!» بهخاطر اینکه سلوک برای اینها اعتیاد شده، یک عادت شده است؛ یعنی یک حالت دلخوشکردنی!
خطر غفلت از نفوذ تدریجی و برنامهریزیشدۀ شیطان
همانطوریکه در جلسۀ قبلی عنوان بصری عرض کردم، شیطان میآید و وارد میشود و میگوید: «من رفیقتم!» همانطور که ملائکه به اینها میگویند: ﴿نَحۡنُ أَوۡلِيَآؤُكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ﴾،1 شیطان و جنودش هم میگویند: ﴿نَحۡنُ أَوۡلِيَآؤُكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ﴾. در آخرت هم با همیم، هوای همدیگر را داریم! نهتنها در دنیا من با تو بودم و خَدَم و اَکَرِه2 و این چیزها فرستادم که تو را ساپورت کنند و هوای تو را داشته باشند، آنطرف هم در خدمت هستیم! همه با هم در یک صف محشور میشویم!
این شیطان جلو میآید و مدام راه را باز میکند، راه ثبوتِ بیشتر را دائماً باز میکند. آدم میبیند عجب! از خانه درآمد و فلانجا رفت، با یک چنین آدمی برخورد کرد، با او صحبت کرد، او هم اظهار تمایل کرد! یک آدمی است که فرض کنید اینطور و اینطور [خصوصیاتی دارد و تا به حال] این نبوده! این را شیطان سر راه تو گذاشته است! وارد یک مجلس میشود، میبیند که در این مجلس چیزهایی هست که مناسب با طبع و مناسب با نفْس و التذاذات و مسائل نفْس است. این را شیطان گذاشته است! مواظب باش، این را الآن شیطان در راه تو گذاشته است! در آنجا میروی، یک راه دیگر باز میشود! آن [هم] باعث میشود که یک در به جای دیگر باز شود. وارد آن میشوی، [همینطور] باز میشود و میشود [تا اینکه] یکمرتبه میبینی عجب! سر از کجا درآوردهای! کجا بودی و سر از کجا درآوردهای!
- سورۀ فصلت، آیۀ 31.
- اَکَره: کارگران. (محقق)
