
اهمیت التزام عملی به مراقبه در سلوک
تقدمِ اخلاق و دستورات عملی بر ذکر، و مضرّات اینترنت
در این سخنرانی، آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهند که سالک نمیتواند به برخی دستورات عمل کند و برخی دیگر بهخصوص دستورات اخلاقی را رها کند و انتظار نتیجه داشته باشد. ایشان یادآوری میکنند که اصل سلوک در عمل و مراقبه است و گناهانی مانند غیبت و دلشکستن، عبادت و ذکر را از اثر میاندازند و دلیل انحراف برخی شاگردان مرحوم حداد و علامۀ طهرانی همین بوده است؛ نه در نداشتن تهجّد و ذکر. سپس بهویژه طلاب را مخاطب قرار میدهند و میفرمایند: رجوع بیموردِ طلبه به اینترنت شرعاً حرام است؛ اینترنت ابزار شیطان برای اغوای بشر است که آثار آن از بسیاری از محرمات شدیدتر و عمیقتر است و میدان را برای شیاطین باز مینماید. در عین حال استفادۀ محدود و ضروری از آن را جایز میشمرند. ایشان در پایان بر قدردانی و استفاده از بسترِ معنویِ فراهمشده توسط اولیاءالهی تأکید میفرمایند.
اهمیت التزام عملی به مراقبه در سلوک
6تأکید بزرگان بر اهمیت بیشتر برنامۀ اخلاقی در مقایسه با دستور ذکر و عبادت
آنچه بزرگان به آن میپرداختند و توجه میکردند، دو درصدِ آن، برنامۀ ذکر و اینها بود! این همه مرحوم آقا [علامه طهرانی] در شبهای سهشنبه و روزهای جمعه، در مجالس طهران و مشهد صحبت میکردند، چقدر راجع به ذکر و اینها [صحبت کردهاند]؟! یا در هفتاد جلد کتابی که نوشتهاند، مگر راجع به ذکر و شبزندهداری چند صفحه نوشتهاند که [مثلاً] سالک باید ذکر و ورد داشته باشد و دائمالذّکر باشد؟! بیایید بشمارید! از ده صفحه تجاوز میکند؟!
تمام مطالب راجع به برنامههای اخلاقی و زندگی است؛ تمام مسائلشان راجع به درست صحبت کردن است؛ تمام مسائلشان راجع به این است که انسان دل نشکند یا بیخود یک حرفی را نزند یا در چیزی که به او مربوط نیست و به او ارتباط ندارد، سَرَک نکشد. سرش بهکار خودش باشد، سرش در زندگی خودش باشد، به کار دیگران کاری نداشته باشد، برود به دردها و ناراحتیهای خودش برسد، خودش را جمع کند، مقام جمعیت پیدا کند و از انتشار و پراکندگی جلوگیری کند. که همۀ اینها برای او سمّ است و برای او خطر دارد.
انحراف برخی از شاگردانِ اهل ذکر و اهل تهجّد حضرت حدّاد، با کنار گذاشتن دستورات عملی و اخلاقی
من خدمت رفقا عرض کردهام: آن افرادی که حالاتی پیدا کردند و بعد از بین رفت (که ایشان در کتاب روح مجرّد نوشتهاند) علتش این بود که به همین حرفها توجه نمیکردند. و الاّ آنها آدمهای متهجّدی بودند؛ از ما تهجُّدشان بیشتر بود! اگر [سایر] افراد ذکر یونسیه را صد تا و دویست تا و چهارصد تا میگفتند، آنها چهارهزار مرتبه ذکر یونسیه در روز داشتند! تا حالا کسی چهارهزار تا انجام داده؟! کسی هزار تا انجام داده است؟! [تلاوتِ] قرآنشان یک وضعیتی بود! پانزدههزار لاالهالاالله در هر روز وظیفهشان بود بگویند! و به یک شکل خاصی که اصلاً گفتنش هم جایز نیست که به چه نحوه و کیفیتی بوده است. یک دانه از آن پانزدههزار لاالهالاالله را کسی تا بهحال نگفته است!
