
اهمیت التزام عملی به مراقبه در سلوک
تقدمِ اخلاق و دستورات عملی بر ذکر، و مضرّات اینترنت
در این سخنرانی، آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهند که سالک نمیتواند به برخی دستورات عمل کند و برخی دیگر بهخصوص دستورات اخلاقی را رها کند و انتظار نتیجه داشته باشد. ایشان یادآوری میکنند که اصل سلوک در عمل و مراقبه است و گناهانی مانند غیبت و دلشکستن، عبادت و ذکر را از اثر میاندازند و دلیل انحراف برخی شاگردان مرحوم حداد و علامۀ طهرانی همین بوده است؛ نه در نداشتن تهجّد و ذکر. سپس بهویژه طلاب را مخاطب قرار میدهند و میفرمایند: رجوع بیموردِ طلبه به اینترنت شرعاً حرام است؛ اینترنت ابزار شیطان برای اغوای بشر است که آثار آن از بسیاری از محرمات شدیدتر و عمیقتر است و میدان را برای شیاطین باز مینماید. در عین حال استفادۀ محدود و ضروری از آن را جایز میشمرند. ایشان در پایان بر قدردانی و استفاده از بسترِ معنویِ فراهمشده توسط اولیاءالهی تأکید میفرمایند.
اهمیت التزام عملی به مراقبه در سلوک
توضیحات:
در این سخنرانی، آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهند که سالک نمیتواند به برخی دستورات عمل کند و برخی دیگر بهخصوص دستورات اخلاقی را رها کند و انتظار نتیجه داشته باشد. ایشان یادآوری میکنند که اصل سلوک در عمل و مراقبه است و گناهانی مانند غیبت و دلشکستن، عبادت و ذکر را از اثر میاندازند و دلیل انحراف برخی شاگردان مرحوم حداد و علامۀ طهرانی همین بوده است؛ نه در نداشتن تهجّد و ذکر. سپس بهویژه طلاب را مخاطب قرار میدهند و میفرمایند: رجوع بیموردِ طلبه به اینترنت شرعاً حرام است؛ اینترنت ابزار شیطان برای اغوای بشر است که آثار آن از بسیاری از محرمات شدیدتر و عمیقتر است و میدان را برای شیاطین باز مینماید. در عین حال استفادۀ محدود و ضروری از آن را جایز میشمرند. ایشان در پایان بر قدردانی و استفاده از بسترِ معنویِ فراهمشده توسط اولیاءالهی تأکید میفرمایند.
اهمیت التزام عملی به مراقبه در سلوک
24إنشاءالله امیدواریم که خداوند همیشه لطفش را شامل حال ما کرده باشد و ما را به تکلیف خودمان آشنا کرده باشد، همت انجام آن را داده باشد، سایۀ امام زمان بر سر ما [باشد]، دستگیریِ آن حضرت همیشه موجب رشد و ترقی و معرفت بیشتر ما نسبت به آن حضرت باشد.
مقایسۀ فضای معنوی و فکری اولیاءالهی با سایرین
این را من جدّاً خدمت رفقا عرض میکنم که ما قدر نمیدانیم! یعنی آنچه بزرگان فرمودهاند و برای ما به ودیعه گذاشتهاند و در اختیار ما گذاشتهاند و رفتهاند، ما قدر [آن را] نمیدانیم. یکوقت از آدمی که نود سال سنش است و میگویند «اینقدر معلومات دارد و اینقدر فلان دارد» یک چیزی میشنویم، [آنوقت] یک تکان میخوریم: «عجب! چه شد؟!» هان! این تکان برای این است که بدانیم کجا هستیم؛ این تکان برای این است که بدانیم که خلاصه مسئله از چه قرار است و آنچه که در اینجا هست، در جاهای دیگر شاید به این راحتی به دست نیاید. این راهی که اولیای خدا برای ما باز کردهاند، ما را یکدفعه به این تکان واداشته است. و الاّ اگر همینها همین مطالبی را که ما [با آن] یکدفعه تکان میخوریم، جلوی دوهزار نفر بگویند, همه نگاه بکنند و بگویند: «احسنت! احسنت! بهبه! دیدی چقدر آقا قشنگ و خوب صحبت کرد؟!» ولی شما تا میشنوید [میگویید]: «عجب! این چه حرفی است؟! این چه مسئلهای است؟! عجب! این چه قضیهای است؟! این چه مطلبی است؟!»
تشکیک یکی از علمای حوزۀ نجف در امامت امام مجتبی علیهالسلام
این چیزهایی را که ما الآن میشنویم و شاخ درمیآوریم که چطور میشود از آنطرف دنیا یک آدم شیعۀ اثنیعشری، آخرِ عُمْری بگوید: «حرف امام حجیت و سندیّت ندارد»، چطور یکدفعه تکان میخوریم؟! نه آقا! همینجا هم هست! همینجا هم همین است؛ منتها حالا یکی عمامه دارد یکی ندارد.
بنده خودم از یکی از بزرگان ـ که الآن به رحمت خدا رفته ـ شنیدم که میگفت:
