اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

عرفان، مکتب تعقل و آزادی بیان

تشخیص حق و باطل با حجت عقل و فطرت

14٬999

محور این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، تشخیص حق و باطل با حجت باطنی و فطرت است. ایشان از تفاوت جایگاه اهل علم، اهل شهود و عموم مردم شروع می‌کنند و نشان می‌دهند برای کسانی که به شهود نرسیده‌اند، عقل و فطرت همان حجت باطنی در تشخیص راهِ صحیح است. ایشان با تبیین سیرۀ امیرالمؤمنین و سیدالشهداء، منطقِ «إعرِفِ الحَقَّ تَعرِفْ أهلَه» را در برابر بهانۀ «نمی‌فهمیم» و بستن باب گفتگو قرار می‌دهند. سپس با مثال‌هایی تاریخی مانند جریان زبیر، نشان می‌دهند که معیار حق، ظواهر و عناوین نیست؛ بلکه عمل بر طبق فطرت و عقلانیت و حریّت است. در ادامه، مکتب علامۀ طهرانی و مرحوم حداد را به‌عنوان مدرسۀ تربیت «انسان عاقل» معرفی می‌کنند؛ مکتبی که در آن نقد، پرسش و حتی اعتراض منصفانه به شخص استاد نیز سرکوب نمی‌شود.

عرفان، مکتب تعقل و آزادی بیان

توضیحات:

محور این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، تشخیص حق و باطل با حجت باطنی و فطرت است. ایشان از تفاوت جایگاه اهل علم، اهل شهود و عموم مردم شروع می‌کنند و نشان می‌دهند برای کسانی که به شهود نرسیده‌اند، عقل و فطرت همان حجت باطنی در تشخیص راهِ صحیح است. ایشان با تبیین سیرۀ امیرالمؤمنین و سیدالشهداء، منطقِ «إعرِفِ الحَقَّ تَعرِفْ أهلَه» را در برابر بهانۀ «نمی‌فهمیم» و بستن باب گفتگو قرار می‌دهند. سپس با مثال‌هایی تاریخی مانند جریان زبیر، نشان می‌دهند که معیار حق، ظواهر و عناوین نیست؛ بلکه عمل بر طبق فطرت و عقلانیت و حریّت است. در ادامه، مکتب علامۀ طهرانی و مرحوم حداد را به‌عنوان مدرسۀ تربیت «انسان عاقل» معرفی می‌کنند؛ مکتبی که در آن نقد، پرسش و حتی اعتراض منصفانه به شخص استاد نیز سرکوب نمی‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

عرفان، مکتب تعقل و آزادی بیان

18
  • در مجلسی بعد از اعدام این فرد ملعون، در همین قم که مرحوم آقا [علامۀ طهرانی] مشرّف شده بودند و عدۀ زیادی از افراد بودند، [از جمله] ظاهراً مرحوم آیت‌الله میرزا هاشم آملی (خدا رحمت کند خیلی آدم خوبی بود. من از مرحوم آقا شنیدم که: «ایشان آ‌دم خوش‌نفْسی است و آدم بی‌هوایی است.» این تعابیر را من از ایشان شنیدم؛ راجع به کم افرادی ایشان چنین تعبیرهایی می‌فرمودند. و مرد فاضل و ملاّیی بوده. ایشان از شاگردان مرحوم آقا ضیاء عراقی بوده. من هم خودم یک‌وقتی به درس‌های ایشان می‌رفتم و شرکت می‌کردم.) یکی از افراد [آن مجلس،] ایشان بود. یکی از آقایان معروف، از ائمۀ جماعات معروفِ طهران که اسم نمی برم و الآن فوت کرده و از منتسبین ما بود، در آن مجلس به‌شدّت از این اعدامی که شده انتقاد می‌کرد که: «آقا مگر این مرد چه کرده است که او را اعدام کردند؟ او که کسی [را نکشته است]!» یک‌مرتبه آقا [علامۀ طهرانی] جلوی همه گفتند: «لعنة الله علیه! این یک اعدام برای او کم بوده است!» یک لعنت‌‌اللهی گفتند که اصلاً [مجالی و] چیزی [برای] «چرا» و «برای چه» نماند! یکی این، یکی هم علی دشتی؛ [آن شخص] راجع به این دو تا صحبت می‌کرد.

  • این علی دشتی اول نانجیب، اول ضدّ اسلامی که واقعاً [مستحق اعدام بود]. من نمی‌گویم افرادی که در آن‌موقع اعدام شدند همۀ آنها صحیح اعدام شدند؛ من ‌چنین ادّعایی را نمی‌کنم؛ ولی بسیاری از اینها بحق اعدام شدند که از جملۀ آنها این دو ملعون بودند؛ یکی علی دشتی و یکی هم وحیدی که اینها مستحقّ بیش از یک اعدام بودند. خب [وحیدی،] مگر ایشان آیت‌الله نبود؟! مگر بقیّۀ افراد [به‌ظاهر موجّه با اسلام مقابله نکردند]؟! ما خیلی‌ها را دیدیم [که] آمدند، رفتند و امروزه هم معترف‌اندکه خیلی از اینها [با اسلام] مقابله کردند. خیلی از این مسائل نبوده است؟

/ 613