اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

عرفان، مکتب تعقل و آزادی بیان

تشخیص حق و باطل با حجت عقل و فطرت

14٬999

محور این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، تشخیص حق و باطل با حجت باطنی و فطرت است. ایشان از تفاوت جایگاه اهل علم، اهل شهود و عموم مردم شروع می‌کنند و نشان می‌دهند برای کسانی که به شهود نرسیده‌اند، عقل و فطرت همان حجت باطنی در تشخیص راهِ صحیح است. ایشان با تبیین سیرۀ امیرالمؤمنین و سیدالشهداء، منطقِ «إعرِفِ الحَقَّ تَعرِفْ أهلَه» را در برابر بهانۀ «نمی‌فهمیم» و بستن باب گفتگو قرار می‌دهند. سپس با مثال‌هایی تاریخی مانند جریان زبیر، نشان می‌دهند که معیار حق، ظواهر و عناوین نیست؛ بلکه عمل بر طبق فطرت و عقلانیت و حریّت است. در ادامه، مکتب علامۀ طهرانی و مرحوم حداد را به‌عنوان مدرسۀ تربیت «انسان عاقل» معرفی می‌کنند؛ مکتبی که در آن نقد، پرسش و حتی اعتراض منصفانه به شخص استاد نیز سرکوب نمی‌شود.

عرفان، مکتب تعقل و آزادی بیان

توضیحات:

محور این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، تشخیص حق و باطل با حجت باطنی و فطرت است. ایشان از تفاوت جایگاه اهل علم، اهل شهود و عموم مردم شروع می‌کنند و نشان می‌دهند برای کسانی که به شهود نرسیده‌اند، عقل و فطرت همان حجت باطنی در تشخیص راهِ صحیح است. ایشان با تبیین سیرۀ امیرالمؤمنین و سیدالشهداء، منطقِ «إعرِفِ الحَقَّ تَعرِفْ أهلَه» را در برابر بهانۀ «نمی‌فهمیم» و بستن باب گفتگو قرار می‌دهند. سپس با مثال‌هایی تاریخی مانند جریان زبیر، نشان می‌دهند که معیار حق، ظواهر و عناوین نیست؛ بلکه عمل بر طبق فطرت و عقلانیت و حریّت است. در ادامه، مکتب علامۀ طهرانی و مرحوم حداد را به‌عنوان مدرسۀ تربیت «انسان عاقل» معرفی می‌کنند؛ مکتبی که در آن نقد، پرسش و حتی اعتراض منصفانه به شخص استاد نیز سرکوب نمی‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

عرفان، مکتب تعقل و آزادی بیان

24
  • چقدر این نامه، نامۀ خوبی است. باید این مسائل مطرح شود یا نباید بشود؟ باید شبهۀ او برطرف شود یا نباید بشود؟ باید در او فهم پیدا شود یا نباید پیدا شود؟ باید بشود! باید شروع کنیم، حرکت کنیم.

  • امیدواریم این مسائلی را که من گاهی می‌شنوم که با طرح مسائل مختلف، زمزمه‌هایی می‌شود که «این حرف مخالف است و چه هست»، إن‌شاءالله بساط این خاله‌زنک‌بازی‌ها و این تحجّرها و این الاغ پروردن‌ها برچیده شود (من اسم این را «الاغ پروردن» می‌گذارم. پرورش الاغ!‌) و ما بتوانیم از این سفره‌ای که پهن می‌شود بیشتر استفاده کنیم.

  • حیف است واقعاً! حیف است واقعاً! بزرگی را داشتیم و او از دست رفت و داریم تحّسر می‌خوریم. حالا همین چند  تا حرفی [که] مانده، به همین‌ها بچسبیم. همین را بگیریم و خاکی بر سرمان کنیم؛ همین مطالبی و روشی که باقی مانده و همین‌هایی که از آن [مطالب] باقی مانده است.

  • مکتب علامۀ طهرانی، مکتب انسان‌ساز و عاقل‌ساز است

  • در مکتب ایشان [علامه طهرانی] انسان درست می‌کنند و عاقل تربیت می‌کنند. بنده از ایشان شنیدم که فرمودند: «عاقل‌ترین مرد دنیا حضرت آقای حدّاد است.» در همان ازمنه‌ای که ایشان حیات داشتند. عاقل‌ترین! نگفتند مؤمن‌ترین، نگفتند مقرّب‌ترین؛ اینها که خب همه [وصف ایشان بود؛ اما گفتند:] «عاقل‌ترین فرد ایشان است.» روش خودشان هم همان‌طوری‌ که گفتم، روش فهم بود.

  • ما این‌طور از ایشان یاد گرفتیم و قسم می‌خورم که اگر ما غیر از این از ایشان می‌دیدیم، من خیانت نمی‌کردم؛ همان را به رفقا می‌گفتم. اگر ما همان مکتبِ «ساکت شو» و «سرت را بالا نکن» و «چشمت را ببند» از ایشان می‌دیدیم، همان را می‌گفتیم؛ همان را مطرح می‌کردیم؛ ولکن ما غیر  از این دیدیم. خلاصه آنچه را که دیدیم و تجربه کردیم، همان را راهِ هدایت یافتیم. اگر غیر  از آن می‌دیدیم، اگر [نگوییم] از  نظر ظاهر مخالفت کنیم، حدّاقل از نقطه‌نظر التزام قلبی ما ‌چنین التزامی را نداشتیم.

/ 613