سیر وسلوک واقعی و مجازی
13وقتی ایشان میدیدند افرادی هستند که میتوانند بهرۀ بیشتری داشته باشند، ارتباطشان با آنها تغییر میکرد؛ وقتی شخصی میتواند بهره بگیرد، چرا باید به پای شخصی که نمیتواند بهره بگیرد بسوزد؟! چرا؟! این ظلم بیّن است و اصلاً شرعاً حرام است! شخصی میخواهد بهره بگیرد و شخصی میخواهد فکرش راحت باشد و خاطرش جمع باشد.
فرض کنید که بچۀ دو سالهای که باید شیر و سوپ بخورد و تازه سوپ را هم باید رقیق کنند و اگر عدس و برنج و لپه و اینها به او بدهند، در دل او میرود و رودل میکند و برای او خطر ایجاد میکند؛ شما یک هویج دست او بدهید و مدام گاز بزند، خب هویج در گلوی او گیر میکند و بچۀ دو ساله و یک سال و نیمه میمیرد! این مسئله از اینطرف. از آنطرف هم اگر شما بهجای اینکه جلوی یک فرد بیست ساله غذا بگذارید، جلوی او همان سوپی را بگذارید که به بچه میدهید؛ به این هم ظلم کردهاید و این هم بعد از چند روز دیگر میمیرد! لذا هر چیزی در جای خود صحیح است و باید هر اقتضائی یک ملزوماتی داشته باشد تا اینکه انسان بتواند حق هر شخصی را و حق هر چیزی را ادا کرده باشد.
لذا ارتباط ایشان در همان زمان هم با افراد متفاوت بود. رفقا اینطور تصور نکنند که ارتباط ایشان فقط منحصر به عصرهای جمعه و همینطور روزهای اعیاد و وفیات بود! اولاً که ایشان سالهای آخر عمر به آن منزل رفتند و دیگر [در مجالس] روزهای اعیاد و وفیات شرکت نمیکردند؛ فقط دو روز شرکت میکردند که یکی روز عید غدیر و دیگری نیمۀ شعبان بود و بقیۀ [مجالس] در آن منزل بودند. چون اطبا ایشان را منع کرده بودند از اینکه در مجالس عمومی ظاهر شوند و حتی گفته بودند که برای ایشان خطر است! فقط در این دو روز میآمدند و معمولاً در این دو روز هم عمامهگذاری بود؛ عمامه میگذاشتند و خودشان هم صحبت میکردند.

