امیرالمؤمنین علیه السلام، مصداق صراط مستقیم
16دیدم باز عقاب آمد روی همان سنگ نشست، ربع از انسان را قِی کرد. من فوراً از دیر پایین آمدم، رفتم کنار آن تخته سنگ ایستادم تا اینکه جریان را از نزدیک ببینم و سؤال کنم. عقاب رفت، باز بعد از چند فاصلهای آمد و دومرتبه یک ربع دیگر؛ باز رفت، یک ربع دیگر؛ مرتبۀ چهارم آمد، ربع چهارم؛ انسان ایستاد.
قبل از اینکه عقاب او را برباید، گفتم: بگو ببینم تو که هستی که خدا تو را
به این عذاب معذّب کرده است؟!
گفت: «من تا روز قیامت عذاب دنیاییام این است، باید تکهتکه بشوم، عقاب مدام مرا اینجا میگذارد، مدام مرا در شکم خود میگیرد، میبرد در ناحیهای دیگر میگذارد، آنجا که تمام شدم باز مرا قطعهقطعه میکند میآورد اینجا، اینجا که تمام شدم قطعهقطعه میکند میگذارد آنجا!»
گفتم: تو که هستی؟ جواب مرا نداد. گفتم: به حقّ آن خالقی که تو را خلق کرده، که هستی؟ گفت: «من ابنملجم مرادی هستم!»
گفتم: چرا به این عذاب معذّب شدی؟! من هیچ در میان اُمم سالفه و در میان اُممی که برای پیغمبران گذشته بودند و در کتابهای خود چنین عذابی را ندیدم که تا روز قیامت معذّب به این عذاب باشی!
گفت: «من علیبن أبیطالب را کشتم!» همینکه این جمله را گفت، باز عقاب آمد یک منقار بر سر او زد و ربع را کند و رفت.
من به دیر برگشتم و تفحّص میکردم که علی بن أبیطالب کیست؟ گفتند: علی بن ابیطالب وصیّ پیغمبر آخرالزّمان است که در همان چند روزه به دست ابنملجم مرادی کشته شده است. من همانجا اسلام آوردم و دست از دیر برداشتم و رهبانیّت را پشت سر انداختم، آمدم در مکّه مقیم شدم. دیگر جای من اینجاست و من از مسلمانها هستم.
این روایت در کتب معتبره ذکر شده است، مانند کتاب خرائج و جرائح که از کتابهای بسیار نفیس و معتبر است و همچنین در کتب معتبرۀ دیگر.1
- الخرائج و الجرائح، ج ١، ص ٢١٦؛ کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج ١، ص ٤٣٤.

