جایگاه عقل و عقلانیت در سلوک
12امامت یک حقیقت مجریه و مَظهر مُنزِّله اراده و مشیّت پروردگار است و این فقط در یک نفر باید باشد نه در دو نفر، نمیشود در دو نفر باشد؛ و اوست که میداند اراده حق چیست، و اوست که میداند الآن مشیّت پروردگار در چه طریقی و در چه صراطی باید بیاید.
امام حسین علیه السّلام در زمان امام مجتبی این را نمیداند، چون امام نیست نمیداند؛ لذا میآید به امام مجتبی اعتراض میکند و اشکال هم ندارد. اعتراض بر امام مجتبی نه بهخاطر این است که کار تو غلط است و تو اشتباه میکنی، تو چه میکنی. میخواهد امام علیه السّلام را به آن مقام مجری و مُنزِّل اراده پروردگار که در ذهن خود اوست سوق بدهد؛ نهاینکه بیاید بگوید که چرا این کار را کردی، چرا آن کار را کردی؟ مثل حجر بن عدی که آمد و گفت: یا مذلّ المؤمنین؛ خب او خیلی کار اشتباهی کرد، حرف عبث و حرف لغوی زد، مذلّ المؤمنین یعنی چه؟! اما امام حسین علیه السّلام در یکهمچنین موقعیّتی نبود.
امام زمان علیه السّلام چند سالگی به امامت رسید؟ اینکه همه میدانید، مگر پنج سالگی نبود! چطور قبل از اینکه به امامت برسد همین امام زمان جلوی امام عسگری با توپ بازی میکرد؟ امام نباید توپ بازی کند، این اهانت است! مگر در روایت نداریم که امام عسگری مشغول نوشتن بودند و امام زمان در دامن ایشان بودند، چند سالگی؟ دو، سه سالگی. و بعد مزاحم نوشتن میشدند و دستشان را میگرفتند. امام عسگری یک توپی را رها میکردند، حضرت دنبال آن توپ میرفتند، شروع میکردند بقیّه نامه را نوشتن. این را که همهجا دیدیم، یا غلط است؟ [میگویند] نه! چون امام از شکم مادر متولّد میشود اصلاً دست به توپ نباید بزند! این حرفها چیست؟ این چرت و پرتها چیست؟ طفل مقتضای طفولیّتش و مقتضای صبابتش لعب و بازی است، و او هم دارد بازی میکند. مگر امام حسین در کوچه با بچهها بازی نمیکرد؟ حالا این خلاف شرع کرده است؟ [میگویند:] «نه، از اول نباید بازی کند!» این حرفها چیست؟ این مزخرفات چیست؟ همینکه امام زمان این موقعیّت را طی میکند[ به] پنج سالگی میرسد، چه میشود؟ امام میشود، [آیا] آن وقت توپ بازی میکند؟ نه دیگر! آنموقع امام است، آن موقع دیگر امام است امام که دیگر توپ بازی نمیکند.

