جایگاه عقل و عقلانیت در سلوک
16وقتی امیرالمؤمنین علیه السّلام به حضرت زهرا فرمود: «آیا میخواهی این اسمی که الآن بر بالای مناره گفته میشود اسم پدرت باقی بماند یا نه؟» عرض کرد: «بله! یا علی.» حضرت فرمودند: «پس باید سکوت کرد.» آنجا این سعه وجودی پیدا شد. در آنوقت این مسئله پیدا شد و قبلش نبود. شوخی نداریم، نبود دیگر. یا اینکه همه این مسائل را بگوییم همه فیلم هست و تئاتر است [و] نعوذ بالله اینها، اینها را برای ما درست کردند و اینها را برای ما انجام میدهند!
سعه وجودی فاطمه زهرا به اندازه سعه وجودی امیرالمؤمنین نبود؛ اگر بود، اعتراض نمیکرد. امیرالمؤمنین علیه السّلام در قالب این کلام تصرف کرد و این سعه وجودی را به او داد. یک مرتبه باز شد، فهمید عجب! مسئله این است، و بعدش هم این است، از این به بعد هم این است. هر کاری که امام میکند آن کار دارای چه قضایا و خصوصیّاتی است که این مسائل را انجام میدهد.
لزوم ارتقای سطح فهم در مسیر سلوک
اینجاست که ما باید ـ همانطوریکه مرحوم آقا میفرمودند ـ فهم خود را نسبت به مبانی بالا ببریم. کسی که فهمش و عقلش بالا نرود، گیر میافتد و برای او ایراد و اشکال پیدا میشود. اول که میگوید: این قضیّه سند ندارد. خب آدم میآید سند نشان میدهد، بابا به پیر به پیغمبر اینهم سندش درست است! خیلی زورش برسد، میگوید: آقا این روایت، روایت واحد است. خب روایت واحد باشد؛ وقتی روایت، روایت مُسند است، معتبر است، ثقه است، چرا شما این روایت را کنار میگذارید؟ چرا این حکایت را کنار میگذارید؟ خب ما فهممان را بالا ببریم، چرا امام را از آن موقعیّتی که هست پایین میآوریم؟!
این یک مسئلهای است که من مدّتها بود میخواستم خدمت رفقا عرض کنم. امشب فرصتی به دست آمد تا این قضیّه را گفتم.
عدم توجه به دیگران در سلوک
یکی از مطالبی که در نظرم بود که این را عرض کنم ـ گرچه به اشاره گاهی مطالبی در این زمینه عرض کردم ـ مسئله پرداختن به خود و عدم توجّه به افراد است.

