
جایگاه عقل و عقلانیت در سلوک
در این مقاله مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) به ارزش و جایگاه عقل و فهم در مسیر سلوک اشاره میفرمایند. ایشان با پرداختن به کیفیت برخورد عوام از مردم با مقام ولایت ائمه علیهم السلام، آرای مردم درباره مقام امام را بررسی مینمایند. در ادامه با ذکر حکایاتی از زندگی بزرگان و برخورد آنها با سایرین، تفاوت میان نگرش اولیای خدا و دیگران را نسبت به جایگاه ائمه آشکار میسازند. آیة الله طهرانی در ادامه به این مسئله مهم میپردازند که مسیر سلوک در عین اینکه در جمع پیش میرود، اما سلوک فردی هر کسی برای خود اوست و پرداختن به رفتارهای دیگران و پیگیری آنها، یکی از بزرگترین آفتهای سلوک برای سالکین است.
جایگاه عقل و عقلانیت در سلوک
5کسی که راه او برای او اهمّیت ندارد، طبعاً این مسائل را در درجه دوم و سوم و چهارم و پنجم و دهم از مسائل زندگی خودش قرار میدهد؛ و کسی که راه او برای او اهمّیت دارد، این را اصل قرار میدهد و سایر مسائل را در محوریّت این قرار میدهد. ملاقاتی که با افراد میخواهد بکند، اول این را به حساب میآورد که این ملاقات چقدر میتواند با راه او تطبیق داشته باشد؟ آیا ملاقاتی که با این فرد میکند برای او ضرر دارد یا برای او منفعت دارد؟ تصمیمی که میخواهد بگیرد، برای او ضرر دارد یا برای او منفعت دارد؟ ارتباطی که میخواهد با یک شخص برقرار کند، برای او ضرر دارد یا برای او منفعت دارد؟
من با چند نفر سفری رفته بودم و یک نفر، در یکی از همین شهرها یک کاری داشت. راجع به خصوصیّت ظاهری، من به او چیزی گفته بودم که ظاهر به این شکل شرعاً اشکال دارد ـ بیشتر توضیح نمیدهم ـ و آن شخص هم بعد از اینکه من گفتم، یک مقداری ـ البتّه نه صد درصد ـ حدود چهل و پنجاه درصدی ترتیب اثر داد. وقتی ما در آن شهر بودیم او میخواست برود در یک جا ملاقاتی داشته باشد. من دیدم عجب! سیمای خودش را از آنکه من گفتم تغییر داد. چون میخواست در یک مکانی، با یک افرادی، با یک اشخاصی [ملاقات کند] که لابد به خیال خودش با آنچه که من گفته بودم جور درنمیآمد و آمد [ظاهرش را] تغییر داد. من گفتم: چون برخلاف سلوک عمل کرده است [اگر] برود دست از پا درازتر برمیگردد و همینطور هم شد.
معلوم میشود که مسئله سلوک برای او در درجات متأخّر از اهمّیت قرار دارد. آنچه که برای او اهمّیت دارد شغل او است، کار و کسب او است. زن او است، یا شوهرش است، یا ارتباطات خانوادگی او است، یا همسایهاش است، یا شئوناتش است، آنها در درجه اول است؛ بعد هم اگر یک چیزی در ته آن ماند یک دعای سماتی هم میخوانیم، یک بین الطلوعینی هم [میرویم]، یک یا الله هم میگوییم آن هم درصورتیکه [با] مسائل دیگر تزاحم نداشته باشد.
