
جایگاه عقل و عقلانیت در سلوک
در این مقاله مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) به ارزش و جایگاه عقل و فهم در مسیر سلوک اشاره میفرمایند. ایشان با پرداختن به کیفیت برخورد عوام از مردم با مقام ولایت ائمه علیهم السلام، آرای مردم درباره مقام امام را بررسی مینمایند. در ادامه با ذکر حکایاتی از زندگی بزرگان و برخورد آنها با سایرین، تفاوت میان نگرش اولیای خدا و دیگران را نسبت به جایگاه ائمه آشکار میسازند. آیة الله طهرانی در ادامه به این مسئله مهم میپردازند که مسیر سلوک در عین اینکه در جمع پیش میرود، اما سلوک فردی هر کسی برای خود اوست و پرداختن به رفتارهای دیگران و پیگیری آنها، یکی از بزرگترین آفتهای سلوک برای سالکین است.
جایگاه عقل و عقلانیت در سلوک
6سفارش علامه طهرانی به مؤلف درباره کیفیت ارتباط با افراد
این همانی است که مرحوم آقا میفرمودند: «وقت خودت را با این افراد نگذران!» من شاید امشب این مطلب را برای اولین دفعه است که [به این صورت] عرض میکنم، تا بهحال به انحاء مختلفی گفتم.
ایشان (مرحوم آقا) در همان ماههای آخر حیاتشان که بنده به مشهد تشرّف پیدا کرده بودم، یک مطالبی را به بنده فرمودند. لابد خودشان مطّلع بودند بر اینکه چه مسائلی در پیش است. و من خیلی در این مدّت سعی کردم که به نحوی بتوانم خیلی تند، تیز و به آن کیفیّتی که ترسیم شده بود نباشم. اما احساس میکنم مسائل در دست من نیست، قضایایی که اتّفاق میافتد در اختیار من نیست. خیلی از اوقات شده است که من به نحوی برخورد کردم، ولی بدون اینکه مطلب در اختیار من باشد عکس جلوه داده شده است. معلوم است که قضیّه در اختیار انسان نیست و میبایست به آن کیفیّت عمل بشود. ما بهخاطر یک ملاحظاتی، بهخاطر مصالح خود شخص، خواستیم به یک نحوی، به یک کیفیّتی باشد که نه سیخ بسوزد و نه کباب بسوزد، کجدار مریض، به این کیفیّت عمل بشود. ولی احساس من این بود که مطلب از جای دیگر، به یک نحو دیگری است و خلاصه صحبت در این است که: و ما علیک إلّا البلاغ، مطلب این است.
از پیش خود مابخواهیم کم و زیاد کنیم [درست نمیشود.] نه من، هر کسی! من هم یکی از افراد، من هم یکی از اشخاص، من هم یکی از آن افرادی که منتسب به این راه، به این مکتب هستند. اشخاصی که منتسب به این مدرسۀ مرحوم آقا ـ مرحوم علامه ـ هستند، هر کدام برای خودشان یک تکلیف و وظیفهای دارند. و بنده خودم بارها خدمت رفقا عرض کردم که در این جریان، یک وقت تصور نشود که برای ما حساب و کتاب جدایی هست. غیرت خدا غیر را نمیشناسد. نه من را میشناسد، نه بالاتر از من را، نه پایینتر را و نه مساوی را.
