
اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله
و کیفیت مطالعه و تحصیل علوم حوزوی
مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) در ملاقات با برخی از طلاب به نکات مهمی درباره اهمیت و جایگاه علم در سیر و سلوک اشاره میفرمایند. در ابتدا ایشان ارزش علم در کلام اهل بیت و اولیای الهی را بیان میکنند و سپس با ذکر نمونههایی کاربردی، کیفیت تأثیر علم در مسیر زندگی انسان را نشان میدهند. آیة الله طهرانی حرکت بر اساس علم و یقین را لازمه سیر هر سالکی میدانند و عمل کردن به مطالب، بدون تحقیق و بررسی را از آفتهای سلوک میدانند. مرحوم استاد در پایان جلسه، به بیان نکات بسیار ارزشمندی درباره کیفیت مطالعه طلاب در علوم حوزوی و چگونگی ارزشگذاری کتب برای مطالعه آنها میپردازند. ایشان در پاسخ به یکی از سئوالات حضار درباره چگونگی جلوگیری از سستی و کسالت در مطالعه راه حل آن را بیان میفرمایند.
اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله
توضیحات:
مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) در ملاقات با برخی از طلاب به نکات مهمی درباره اهمیت و جایگاه علم در سیر و سلوک اشاره میفرمایند. در ابتدا ایشان ارزش علم در کلام اهل بیت و اولیای الهی را بیان میکنند و سپس با ذکر نمونههایی کاربردی، کیفیت تأثیر علم در مسیر زندگی انسان را نشان میدهند. آیة الله طهرانی حرکت بر اساس علم و یقین را لازمه سیر هر سالکی میدانند و عمل کردن به مطالب، بدون تحقیق و بررسی را از آفتهای سلوک میدانند. مرحوم استاد در پایان جلسه، به بیان نکات بسیار ارزشمندی درباره کیفیت مطالعه طلاب در علوم حوزوی و چگونگی ارزشگذاری کتب برای مطالعه آنها میپردازند. ایشان در پاسخ به یکی از سئوالات حضار درباره چگونگی جلوگیری از سستی و کسالت در مطالعه راه حل آن را بیان میفرمایند.
اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله
10تاثیر صداقت بر تحصیل علوم اهل بیت
ولی اگر نه! دارای صدق باشد، آنچه را که میفهمد پا بگذارد، آنچه را که نمیفهمد حرکت نکند، در آن جا که میفهمد بایستد، خودش را گول نزند، خودش را گول نزند. و پوشش روی خودش و قلب و افکارش نیندازد، و نگوید إنشاءالله گربه است سینهاش درد گرفته است! بابا واق واق سگ است چرا میگویی گربه است سینهاش درد گرفته است؟! مدام پوشش نیندازد روی خودش، دائما خودش را درگیر آن شبکه و تارهای عنکبوتی نفس نکند، و مدام بیشتر مانند آن پیلۀ کرم ابریشم، درون پیله خود را محبوس نکند، که هرچه محبوس کند آن پیله چه میشود؟ کلفتتر میشود و راه و منفذ بیرون آمدنش مشکلتر میشود. اگر نکند، خدا راه را نشان میدهد. خدا به شخص آن واقعیّت را نشان میدهد حقیقت را نشان میدهد. و این خیلی مسئله مسئلۀ عجیبی است، که چطور اگر یک شخص دارای نفس صاف باشد [خدا راه را به او نشان میدهد؟!]
امروز یکی آمده بود ، از یک جایی برای ملاقاتی آمده بود. راجع به یک شخصی [صحبتهایی میکرد]، خیلی من تعجّب کردم. یک فردی که حالاتی داشت و قضایایی داشت و مکاشفاتی داشت. آن زمان که هیچکس هیچ حرفی را قبول نمیکرد، من آن زمان گفتم که این [شخص] در نفس و نفسانیّات و انانیّات است. اصلاً به حرف ما در آن زمان میخندیدند! میگفتند این چه دارد میگوید اصلاً؟ یعنی افرادی که خودشان را اهل اطلاع میدانستند، و اهل بصیرت باطنی میدانستند، نسبت به این شخص [حرف ما را قبول نمیکردند.] خب او هم یک چشمههایی نشان میداد، یک مطالبی میگفت، یک خبرهایی میگفت، یک چیزهایی داشت، اینطور نبود که [هیچ نداشته باشد]. آنها آنموقع به حرفهای ما میخندیدند که چه دارد میگوید؟ آقا اینکه دیگر خیلی شوت است! دارد میگوید این در نفس و نفسانیّات و انانیّت و فلان و شیطان و این حرفهاست!
