
اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله
و کیفیت مطالعه و تحصیل علوم حوزوی
اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله
11آن زمان ما آن را میگفتیم؛ بعد میدیدم این1 دارد با این جوانی و با این سادگی و با این بیاطّلاعی ـ یک جوان عادی وساده و نه درسی [خوانده] و نه فلانی ـ دیدم آن زمان او [این مطالب را] فهمیده بود و به یک شخص در همان موقع گفته بود: «آقا این کسی که شما دنبالش هستید چیزی بارش نیست، او یک چیزهایی حالا برایش روشن شده [اما این] دلیل نیست که کارش درست باشد.» او میگفت: نه! آقا با وجود اینکه شما یکهمچنین فردی را در خاندانتان دارید اصلاً دیگر شما چه غم دارید؟ چه غصه داری؟ میگفتم آقا آخر اینطور نیست، میگفتند نه مسئله همینطور است. گذشت گذشت یک سال دو سال کار به جایی رسید همانها به این گفتند: ای داد بیداد ما اشتباه کردیم! گفتم ببینید! وقتی یک کسی صاف باشد [خدا راه را به او نشان میدهد.] خب این اطلاع نداشت ولی وقتی صاف است خدا میآید به او نشان میدهد، به چشمش، به گوشش، به قلبش، مغزش، فکرش [راه درست را] میآید نشان میدهد. این به خاطر صفا و به خاطر صداقت [او است]. حالا او دارد بر سرش میزند، ای داد ده سال ما دنبال چه کسی بودیم؟ دنبال این بودیم، دوازده سال دنبال چه بودیم و فلان و این چیزها!
خب این صدق و این صفا، خیلی مسئله مسئلۀ مهمی است که انسان همراه با این [تحصیل] داشته باشد.، پس بنابراین ما باید بدانیم که این مطالبی را که میخوانیم، این تاریخ، این تفسیر، این فقه، این اصول، این روایت، این اخلاق، این حدیث، این ادبیات و امثالذلک اینها بیخود نیست، خیال نکنید که فقط یک چیزی بخوانیم و بعداً هم حدش رسیدن به یک مرتبۀ علمی است و همین. نه! در زندگی ما و در تصمیم گیری ما و در راهیابی ما، این علوم نقش [خیلی] اساسی دارد، اساسی. چند تا مثال برایتان زدم دیگر، و وقتی که قضایا روشن شد، [میگویند:] عجب! ما اشتباه کردیم! البتّه خیلیها هم انکار [میکنند]. [میگویند:] نه چه کسی گفته [اشتباه است؟!] و خودشان را به راههای دیگر و مسائل دیگر میزدند با آنها بحثی نیست، مطلب [آنها] از دایرۀ علمی خارج است. آن کسی که خودش را به خواب میزند او اصلاً از دایره خارج است، نباید با او کاری و صحبتی داشت حالا هر کسی میخواهد باشد.
- مراد فردی است که برای ملاقات با مولف آمده بوده است.
