
اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله
و کیفیت مطالعه و تحصیل علوم حوزوی
اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله
15اینجاست که آدم باید به فکر برود، چه چیزی را باید اینجا عوض کنیم؟ قضیّه چیست؟ چه چیزی را باید عوض کنیم؟ و چه تغییری باید در خود بدهیم؟
لزوم احترام به علما برای سالک الی الله
یکی از چیزهایی که این را من احساس کردم [لازم است و] گفتم خدمت رفقا عرض کنم [و] یکی از مطالبی که مرحوم پدر ما خیلی تاکید میکردند، احترام به علما بود. ایشان میفرمودند که طلبه باید به علما احترام بگذارد، به بزرگان از علما و آنهایی که اهل صدق هستند، اهل اخلاص بودند، اهل صفا بودند. حالا فرض کن که عارف هم نبودند خب نبودند، مگر قرار بر این است که همه عارف باشند؟ نه! آنهایی که [از بزرگان بودند] مثل شیخ صدوق، علامه حلی، مثل شیخ انصاری و شیخ مفید، محقق حلی، محقق کرکی، شیخ بهائی، مرحوم صدرالمتألّهین این بزرگان که بعضیهایشان هم [ممکن است] خیلی از مراتب معرفت را هم حتّی طی کرده باشند، [نسبت به اینها] انسان نباید بیاحترامی کند، نباید مطلبی را بگوید که به آنها بربخورد، [مثلا بگوید:] اینها [دیگر] کی هستند! و اینها نمیفهمند؟! و...!، اینها عباراتی نیست که [در شأن این بزرگان باشد]. ما همه بر سر سفرۀ اینها نشستیم و از خوان نعمت اینها داریم استفاده میکنیم و متنعّم هستیم. انسان نباید بیاید بگوید که: آقا اینکه چیزی حالیش نبود! این اصلاً چیزی بارش نیست! حالیش نبود [چه معنا دارد]؟! تو ناخن او هم نمیشوی.
یک وقت مرحوم آقا نشسته بودند با یک عده از دوستانشان که آنها خیلی نسبت به علما، تعابیر صحیحی به کار نمیبردند. البتّه خب بیجهت هم نبوده، اینها دور و بر یک فردی بودند که اتفاقاً او در طهران هم یک جلساتی داشت و صحبتهایش صحبتهایی بود که خیلی مردم را نسبت به علما خوش بین نمیکرد. تعابیر نامناسبی به کار میبرد. خود بنده هم یک وقتی با او درگیر شدم، درگیر صحبت شدم و خلاصه گذاشتم در کاسهاش! خیلی بدجوری گذاشتم در کاسهاش جلوی مریدهایش و جلوی [شاگردانش]. یعنی دیدم صحیح نیست من ساکت بنشینم و [او] جسارت بکند. این الآن بیاحترامی و بیادبی است به شرع و تبلیغ و اسلام و این مکتب، خلاصه گذاشتم در کاسهاش تا جایی که میخواست خورد! تا جا داشت.
