
اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله
و کیفیت مطالعه و تحصیل علوم حوزوی
اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله
18ضرر نقل مطالب بدون تحقیق و بررسی
امروز یک شخصی از دوستان میگفت راجع به خودش یک قضیّهای پخش شده است، درحالتیکه اصلاً من نبودم ، آن کسی که دارد از من نقل میکند اصلا در آن مجلس نبوده است! خب ببینید چقدر غلط است! پس ما این مطالب را برای چه داریم میگوییم؟ این آیۀ قرآن برای چه کسی نازل شده؟! این روایاتی که از اهلبیت آمده که انسان تا یقین نکند نباید چیزی را بگوید،1 اینها برای چه کسی این حرفها را زدند؟ اگر من و شما به این ترتیب اثر ندهیم آن وقت شما توقع دارید سایر افراد بیایند عمل کنند؟ خوب است که انسان بیاید همینطوری سر به هوا آبروی مومنی را ببرد و بعد معلوم شود اصلاً قضیّه صحت نداشته است؟! و همین هم برای یک مسائل دیگر بهانه شود و شیطان بیاید این مطلب را بهانه قرار دهد! و شیطان هم که دیگر منتظر فرصت است که بیاید و جولان بدهد و شروع کند و بریزد و چیز کند. ما باید خودمان جلوی این مسائل خلاف را بگیریم، خودمان باید ابتکار عمل را به دست بگیریم و نگذاریم کار به آنجا برسد. خیلی مطالب از اینطرف و آنطرف به من میگویند. هیچ اصلاً اظهار نمیکنم. شاید هفتهای میشود که مطالب مختلف در عرض این هفته به گوش من میرسد، انگار نه انگار! از این گوشمان رد میکنیم و هیچ اتّفاقی هم نمیافتد. حالا اگر من بخواهم بلند شوم بیایم بروم بگویم چه بکنم، این [کار] مثل یک آبی از این آبهای فاسد میماند که شما شروع کنید، به هم زدن و اینها را [زیر و رو] کردن. علی کل حال، شما ببینید [نسبت به] همین یک نکته، ما الآن خیلی به آن ترتیب اثر نمیدهیم، چرا؟! خب باید ترتیب اثر بدهیم دیگر، این هم خود مطلب و خود همین قضیّه.
لذا من وقتی که یک قضیّهای میشنوم فقط به آن شخصی که این را گفته اکتفا نمیکنم، چه اشکال دارد همۀ ما از امشب همین را انجام بدهیم؟ اگر یک مطلبی را میشنویم فقط [به نقل گوینده] اکتفا نکنیم. اولاً اگر میبینیم خیلی ضرورت ندارد خیلی به آن توجّه نکنیم و دیگر اصلاً انگار نه انگار که نشنیدیم، اگر هم نه! مطلب قابل توجّه و مهمی است و به نظر میرسد که شاید موجب بعضی از واکنشها شود خب برویم تحقیق کنیم، ببینیم، مسئله را بپرسیم، سؤال کنیم، از این طرف از آن طرف. اگر همچنین قضایایی برای خود ما اتّفاق بیفتد ما چه توقّعی از دیگران داریم؟ اگر برای یکی از افراد خانوادۀ ما اتّفاق بیفتد آیا ما راضی هستیم به اینکه یک نسبتی به یکی از اعضای خانواده بدهند بعد هم بروند پخش بکنند؟ خب نشد که. همین را ما باید نسبت به دیگران و همه انجام دهیم. اینها مطالبی است که خواستم خدمت رفقا عرض کنم، البتّه خب مطالب دیگری هم هست و لا به لای صحبتهایمان عرض کردیم و چیزهایی هم در نظر داشتم [که] إنشاءالله اگر یک فرصتی باشد در یک مجال عمومیتری که همۀ دوستان طلبه و اهل علم باشند إنشاءالله عرض میکنیم. اگر کسی سؤالی چیزی دارد بفرمایند که عرض بکنیم.
- . رجوع شود به الکافی، ج 1، ص 42 و 43.
