
اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله
و کیفیت مطالعه و تحصیل علوم حوزوی
اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله
28ما مغنی را خوانده بودیم، من رسائل میخواندم مغنی باب اول و باب رابعش را مباحثه کردم. [آنوقت] ما جدّی فهمیدیم اصلاً آن زمانی که مغنی را طهران خواندیم در آن زمان اصلاً ما نفهمیده بودیم، اصلاً آن زمان ما مغنی را نفهمیده بودیم. تازه مطلب این است که الآن میفهمیم. یعنی ما مغنی را تازه در بحث و در مباحثه فهمیدیم. ، توجّه میکنید؟ چرا باید برای انسان [نسبت به تحصیل علوم] یأس حاصل شود؟ یأس ندارد و این هم علومی نیست که خارج از قدرت و خارج از استطاعت بخواهد باشد، نه! انسان یک قدری زحمت بکشد میتواند نسبت به مطالب اطلاع پیدا بکند و اصلاً یأس خودش بدترین چیز است.
سؤال: آیا طّلاب مقدمات باید به روش طلاب زمان مرحوم آقا درس بخوانند یا آن روش اختصاص به آن زمان داشته است؟
جواب: من تعجّب میکنم این کسی که این را برای من نوشته، چطور یکهمچنین خطی دارد؟! طّلاب باید خطشان را اصلاح کنند، تمرین خط بکنند. یکی از کارهایی که ما میکردیم تمرین خط بود، چه اشکال دارد که طلبه برود تمرین خط بکند، [هم] خط درشت [و هم] خط ریز، نمیدانم اینجا کلاسهای خط هست یا نه؟! خود خط شیوا خیلی در روحیّه و در حال انسان موثّر است و مرحوم آقا ایشان هم به خط توصیه میکردند. ما هم حتّی یک وقتی کلاسهای خط میرفتیم، کلاسهای مرحوم میرخانی. دوتا برادر بودند سید حسن میرخانی و سید حسین [که] بزرگتر بود ـ خدا رحمت کند هر دو را ـ خطهایشان هم مثل هم بود، ولی سید حسین استادپرور بود یعنی شاگرد را بار میآورد. ما که استاد نشدیم ولی همین قدر خطمان یک کمی تغییر کرد. کلاسهای ایشان در همان چیز [تهران] میرفتیم و خیلی هم به ما محبّت داشت، خیلی شوخ بود و خیلی هم محبّت داشت و میآمدیم در خانه مشق و این چیزها مینوشتیم. این مسئله مسئلۀ خیلی خوبی است. اگر هم پیدا بشوند از خود دوستان افرادی که آنها خطهایشان خوب است بیایند و کلاس بگذارند برای افراد حتّی در منزل، دیگر آن بهتر است و وقت کمتری چیز [گرفته] میشود.
