
اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله
و کیفیت مطالعه و تحصیل علوم حوزوی
اهمیت و جایگاه علم در سلوک الی الله
32خب این [طلبه] اگر این کار را انجام بدهد شوق برایش ایجاد میشود، این یک. مسئلۀ دوم نحوۀ تدریس مدرّس خیلی نقش دارد که مدرّس چطوری درس بدهد که روح شعف و انبساط را در مخاطب ایجاد کند، نه همینطور خشک و خالی [بگوید] این است، سیبویه این را گفته و فلان کرده تمام شد. این فایده ندارد. [درست این است که بگوید] این حرف را زده ولی این اشکال به او وارد است، شما بگو ببینم کجای این حرف اشکال است؟ ببینید، شروع کند با ذهن مخاطب ور رفتن، خود او را هم به کار بیندازد، توجّه میکنید؟ اصلاً خود مدرّس شیوه دارد که چطوری درس بدهد؟ چطوری اشتیاق بیاورد برای آن افرادی که نشستند و آنها را هم به کار بگیرد؟ فرض کنید که [مثل] دروسی که در دانشگاه میدهد که یک چیزی را معلّم میگوید بعد دانشجوها بروند این منابعش را پیدا کنند بیاورند. فردا این میگوید این اینجا نوشته، این آنجا نوشته، آن فلان کتاب است بعد معلوم میشود چه کسی بیشتر رفته؟ چه کسی شب رفته پارک و سینما [وقت] گذرانده است؟ یا چه کسی رفته در کتابخانه شروع کرده به درس و تحقیق و این حرفها؟ معلوم میشود که نحوۀ تحقیق و اینها به چه کیفیت بوده است؟ نحوۀ تدریس مدرّس در این قضیّه نقش دارد.
سؤال: به نظر شما در ترتیب دروس چه سالی و یا بعد از چه کتابی ورود به مطالب عقلی منطق و اینها انجام شود؟
جواب: بعد از ادبیات وارد شدن در منطق اشکالی ندارد، بعد از ادبیات، یعنی بعد از اینکه مطوّل خوانده شد انسان وارد منطق شود و بعد هم وارد بدایه و فلسفه و اینها شود.
سؤال: مجلات و مطالب علمی چطور؟ آیا جزئیات محسوب میشوند؟
جواب: نه! آنها جزء مطالب علمی هستند و اشکال ندارد.
سؤال: بعضی از اساتید در نحوۀ تدریسشان وحدت بین علوم، مسائل فلسفی و مسائل عرفانی را شعار خود قرار دادهاند؛ این نحوه را برای طّلاب جایز میدانید؟
