
حقیقت احیای ذکر اهل بیت (علیهم السلام)
و توصیههایی به مبلغین
مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) در این مقاله به بیان نکاتی پیرامون ارزش، جایگاه و حقیقت ذکر اهل بیت (علیهم السلام) پرداختهاند. حضرت استاد در ابتدا با بیانی شیوا به توضیح روایت «رحم الله من احیا امرنا» میپردازند. در ادامه ایشان با بیان جایگاه امام در نظام هستی به فلسفه شهادت حضرت اباعبدالله (علیه السلام) و خصائص آن حضرت و علت و نتیجه ازخودگذشتگی ایشان در کربلا اشاره میفرمایند. در پایان با ذکر نکاتی از اولیای دین و بیان حکایات آموزنده از علما و به ویژه علامه طهرانی (قدّس الله سرّه) کیفیت صحیح برگزاری مجالس و آداب آن را بیان نموده و تذکراتی را به عنوان توصیههای لازم برای اهل منبر و مبلغین بیان میفرمایند.
حقیقت احیای ذکر اهل بیت (علیهم السلام)
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرّحمٰنِ الرّحیم
و صلّی الله عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم محمّدٍ
و اللعنةُ عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ إلی یومِ الدّین
معنا و مقصود از ذکر در آیات و روایات
در اخبار متعدّده از ائمّه علیهم السّلام وارد است که فرمودهاند ـ با این مفهوم، و تعابیر مختلف ـ «رَحِمَ اللهُ مَن أَحیَا ذِکرَنَا»1؛ و به همین مناسبت است که ما مشاهده میکنیم که مجالس ذکر اهلبیت در میان شیعه رایج و دارج است و این مسئله در میان اهلسنّت نیست.
مقصود از ذکر، فقط یادآوری و اسم امام را بر زبان جاری کردن و روایاتی که مربوط به آن امام است گفتن، نیست؛ منظور به پاداشتن یاد امام و منش و روش امام است؛ این مقصود از ذکر است.
﴿أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ﴾2 یعنی به یاد خدا قلوب اطمینان و آرامش پیدا میکند نه به لااله الا الله گفتن، الله الله گفتن، یا رب یا رب گفتن. ذکر در هرجایی که هست به معنای یاد و خاطره است و آنچه که بر زبان است وِرد است. فرق ورد با ذکر این است که وِرد یک فعلی است که بر زبان انسان میآید و فعل لسانی است و ذکر خاص را انسان بهطور مرتّب با شرایط خودش بیان میکند و آثاری هم دارد و بزرگان هم در این زمینه مطالبی فرمودهاند، ـ حالا توضیح و تفسیرش إنشاءالله در جای خود، و در شرح حدیث عنوان عرض میکنیم ـ ولی ذکر به معنای یاد است، انسان در گرفتاریهایی که برایش پیدا میشود آنچه که به او آرامش میدهد یاد خداست؛ نه گفتن یا الله و یا الله و اینها.
[وقتی که] برایش یک مشکلی پیدا میشود، [مثلا] میگویند آقا این قضیّه میخواهد اتفاق میافتد، آن قضیّه میخواهد اتفاق بیفتد، فلان کس ممکن است مداخله کند، او ممکن است آن کار را انجام بدهد و انسان در اضطراب و در تشویش میافتد، ﴿أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ﴾ همینکه انسان یاد خدا میکند و میگوید من کار را به خدا میسپارم هرچه میخواهد انجام بشود، یکدفعه میبینی آب سردی ریخت روی وجود خودش و حالت آرامش و بعد هم تسلیم پیدا کرد. و [میگوید] اینکه هرچه خواست و ارادۀ خداست همان انجام خواهد شد. ببینید، راحت میشود.
- الأمالی، ص 135: عن آبی عبدالله جعفر بن محمد علیهما السلام قال: ... رَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَحْيَا أَمْرَنَا.
- سوره رعد (13)، آیه 28
