اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت احیای ذکر اهل بیت (علیهم السلام)

و توصیه‌هایی به مبلغین

16٬544

مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) در این مقاله به بیان نکاتی پیرامون ارزش، جایگاه و حقیقت ذکر اهل بیت (علیهم السلام) پرداخته‌اند. حضرت استاد در ابتدا با بیانی شیوا به توضیح روایت «رحم الله من احیا امرنا» می‌پردازند. در ادامه ایشان با بیان جایگاه امام در نظام هستی به فلسفه شهادت حضرت اباعبدالله (علیه السلام) و خصائص آن حضرت و علت و نتیجه ازخودگذشتگی ایشان در کربلا اشاره می‌فرمایند. در پایان با ذکر نکاتی از اولیای دین و بیان حکایات آموزنده از علما و به ویژه علامه طهرانی (قدّس الله سرّه) کیفیت صحیح برگزاری مجالس و آداب آن را بیان نموده و تذکراتی را به عنوان توصیه‌های لازم برای اهل منبر و مبلغین بیان می‌فرمایند.

حقیقت احیای ذکر اهل بیت (علیهم السلام)

توضیحات:

مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) در این مقاله به بیان نکاتی پیرامون ارزش، جایگاه و حقیقت ذکر اهل بیت (علیهم السلام) پرداخته‌اند. حضرت استاد در ابتدا با بیانی شیوا به توضیح روایت «رحم الله من احیا امرنا» می‌پردازند. در ادامه ایشان با بیان جایگاه امام در نظام هستی به فلسفه شهادت حضرت اباعبدالله (علیه السلام) و خصائص آن حضرت و علت و نتیجه ازخودگذشتگی ایشان در کربلا اشاره می‌فرمایند. در پایان با ذکر نکاتی از اولیای دین و بیان حکایات آموزنده از علما و به ویژه علامه طهرانی (قدّس الله سرّه) کیفیت صحیح برگزاری مجالس و آداب آن را بیان نموده و تذکراتی را به عنوان توصیه‌های لازم برای اهل منبر و مبلغین بیان می‌فرمایند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

حقیقت احیای ذکر اهل بیت (علیهم السلام)

8
  • نتیجه از خودگذشتگی امام حسین در کربلا

  • در زیارت اربعین، راجع به خود حضرت داریم که «و بَذَلَ مُهجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الجَهالَةِ وَ حِيرَةِ الضَّلالَة1» قلبش را در راه تو داد، آن حیاتش را، خون قلبش را در راه تو داد، تا اینکه بندگان تو را هدایت کند. هدایت بندگان به امام حسین چه مربوط است؟! بندگان ، بندگان خدا هستند. اگر ما باشیم چه می‌گوییم؟! آقا برو پی کارت هرکس هرچه می‌خواهد بشود، بشود؛ ما برویم وضعمان ـ حالا نمی‌گوییم وضع دنیا، نه! وضع آخرتمان ـ خوب بشود، وضع آخرتمان درست بشود، هرکه هرچه می‌خواهد بشود، بشود. نمی‌گوییم به من چه مربوط است؟! ما را که در قبر او نمی‌خوابانند، او را که در قبر ما نمی‌خوابانند، ما تکلیف خودمان و نامۀ عمل خودمان، بقیّه هم برای خودشان! نمی‌گوییم؟! یک وقت انسان می‌گوید بروم یک نفر را هدایت کنم، دست یکی را بگیرم ولی بعد آن را به حساب خدا می‌گذارد، خب هنر نکرده است. یک چیزی دادیم یک چیزی در مقابلش گرفتیم. یک عمری را صرف کردیم در مقابلش یک چیزی گرفتیم، یک وقتی را صرف یک کسی کردیم، یک ساعت از وقت خود به کسی دادیم، آمده یک مطلبی را، گره‌ای را باز کرده، در مقابلش هم یک اجری گرفتیم، خیلی خب حسابمان دیگر صاف شد، یک چیزی گرفتیم.

  • حضرت در مقابل چیزی نگرفته است. فقط خودش را داده تا این بندگان هدایت پیدا کنند. چه حیثیّتی باید در حضرت به وجود بیاید تا یک هم‌چنین حرفی بزند؟ غیر از اینکه حضرت در آن حال وجود مُمَثَّل خود پروردگار بوده، هیچ‌گونه توجیهی نمی‌شود کرد. یعنی همان حالت و جنبه‌ای که خدا برای هدایت بندگانش و افاضۀ فیض به مخلوقاتش دارد، امام حسین هم در همان حالت است. آنجا امام حسین دیگر جنبۀ خلقی ندارد، آنجا جنبۀ ربّی پیدا می‌کند. آنجا دیگر جنبۀ نزول آن مقام خالقیّت و مقام رازقیّت و مقام واحدیّت و مقام اعطاء و ... هرچه را که می‌خواهید بگویید، او در آن حال یک هم‌چنین حیثیّتی دارد که می‌تواند یک هم‌چنین مطلبی بگوید، یک هم‌چنین کاری بکند، بیاید از حضرت علی اکبرش هم بگذرد! از حضرت عبدالله رضیع‌اش هم بگذرد! از حضرت اباالفضل‌اش هم بگذرد! تا این حالت را نداشته باشد نمی‌تواند این کار را بکند. این اصلا چیزی فوق امامت است.

    1.  بحارالانوار؛ ج 98، ص 331، زيارت اربعين‌
/