
حقیقت کعبه و اسرار مناسک حج
و پرسش و پاسخ راجع به احکام حج
مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این سخنرانی که مصادف با ماه ذیقعده و در آستانه سفر معنوی حج تمتع، در جمع کسانی که قصد عزیمت به مکه معظمه و مدینه منوره داشتهاند، ایراد شده است به کیفیت پیدایش کعبه و واقعی بودن آن (و نه اعتباری) میپردازد. مرحوم استاد به اقتضای جلسه و با بیان حکایات شیرین و آموزنده از بزرگانی مانند علامه طهرانی و مرحوم شیخ محمد بهاری همدانی، به اهمیت زیارت اماکن مقدسه و اعتاب مشرفه و تأثیر آن بر روح انسان خصوصا باطن پاک کودکان اشاره میکند و جایگاه ولایت امام عصر علیه السلام در مناسک حج را تبیین میکند. استاد با تشریح ارزش اماکن مقدسی چون عرفات بر استفاده هرچه بهتر از آن و پرهیز از حواشی بیارزش تأکید میکند. در پایان، جلسه پرسش و پاسخ برگزار شده و مرحوم استاد با حوصله به تمام سئوالات پاسخ میدهد.
حقیقت کعبه و اسرار مناسک حج
5حکایتی لطیف از مرحوم آقا شیخ محمد بهاری
دیشب یک کتاب میخواندم، کتابی بود، دیدم داستانهای خیلی خوبی در آن هست، خیلی حکایاتی از بزرگان بود، دیدم حکایات خیلی لطیف و ظریفی است؛ یک حکایتی در آن از مرحوم آقا سیّد ابوالقاسم لواسانی که وصیّ ظاهری مرحوم آقا سیّد احمد کربلایی بود1 نقل میکرد. بعضی شبها بهاتفاق مرحوم آقا شیخ محمد بهاری به مسجد سهله میرفتند، زیارت میکردند و تا صبح هم میماندند. مرحوم آقا شیخ محمد بهاری از اولیاء خدا بود و از شاگردان مرحوم آخوند ملاّحسینقلی همدانی و بهاصطلاح همشاگردی آقا سیّد احمد کربلایی بود2، یعنی هر دو با هم پیش مرحوم آخوند میرفتند؛ و هر دو، مخصوصاً آقا سیّد احمد، از آن اعجوبهها بودند! قبر مرحوم آقا شیخ محمد بهاری در دوفرسخی همدان، در همان بهار است و اصلاً مشخص است که چقدر مرد بزرگ و نورانی و عظیم المنزلهای بوده است، بسیار مرد بزرگی بوده است، برکت آن منطقه بهواسطۀ وجود ایشان در آنجا است و افرادی که در آنجا میروند حکایات عجیبی از آن قبرستان و از آثاری که در آن قبرستان دیدهاند نقل میکنند. 3 همشاگردی ایشان مرحوم آقا سیّد احمد کربلایی بوده است که استاد اخلاق مرحوم قاضی بوده است، و ایشان یک شخص عجیب و نادرهای در عالم فضیلت و علم بوده است. 4 مرحوم آقا سیّد ابوالقاسم با ایشان به مسجد سهله میرود، نزدیک صبح میشود، ایشان از زیر سقف بیرون میآید و میرود به آسمان نگاه کند که ببیند اذان صبح شده است یا نه، شک میکند، برمیگردد و میگوید: «حالا یک قدری صبر کنیم تا طلوع فجر شود!» میبیند مرحوم آقا شیخ محمد بهاری دارد اذان میگوید! میگوید: «آقا، هنوز یک قدری صبر کنیم!» [شیخ محمد بهاری] میگوید: «برو بابا! من خودم دیدم ملائکۀ شب رفتند و ملائکۀ روز آمدند و شیفتشان را عوض کردند، تو به من میگویی چرا داری اذان میگویی!»5
توجّه میکنید؟ این مسائل هست، اینها واقعیت است و عالم تکوین، این عالم ظاهری که ما داریم میبینیم، گتره نیست.
- . رجوع شود به مطلع انوار، ج 3، ص 49 و 427 ـ 429.
- . رجوع شود به توحید علمی و عینی، ص 17، تعلیقه.
- . رجوع شود به روح مجرّد، ص 156 ـ 159.
- . رجوع شود به توحید علمی و عینی، ص 17 ـ 23.
- . میل معشوقان، سید علیاکبر صداقت، فصل دوم، بخش اول، دیدن ملائکه روز و شب.
