
حقیقت کعبه و اسرار مناسک حج
و پرسش و پاسخ راجع به احکام حج
حقیقت کعبه و اسرار مناسک حج
16اگر ما اینجا در خیابان یا جلسهای باعمامه باشیم، بلند میشوند و مینشینند و چه میکنند! ما آنجا در عرفات از جلوی بعضی از دوستان رد میشدیم و ما را نمیشناختند! و کاری هم نمیکردیم که متوجّه بشوند، سعی میکردیم به حال خودشان باشند؛ چرا؟ چون مثل بقیّه هستیم، نه عمامهای داریم و نه ...! البته ما حوله نمیانداختیم، همین پارچۀ سفید داشتیم، دو تا داشتیم؛ دیگر با این دو میلیون جمعیت هیچ تفاوتی نداریم! و لذت آن هم همین است؛ آنجا اگر بیایند و سلام کنند، دیگر فایده و خاصیت آن از بین میرود و آن هم میشود همینجا! آن هم میشود اعتبارات همینجا! آن هم میشود گرفتاریها و بدبختیهایی که خودمان را در این منجلاب فرو کردهایم و درنمیآییم! شد همینجا! باید آنجا کسی آدم را نشناسد، باید انسان ناشناس باشد، باید انسان در آنجا به حال خودش باشد؛ آمدن و نشستن و گعده کردن و افراد را به دور خود جمع کردن و برای آقا حریم درست کردن و ایشان با افراد بیایند و در یک گوشه از عرفات [اجتماع] کنند، همۀ اینها شیطان است! شیطان در عرفات هم میآید، بله! میآید؛ حالا خدمتتان عرض میکنم؛ در منی هم میآید، در عرفات هم میآید، شیطان همهجا میآید! منتهی آنموقع زور شیطان به عبا و عمامه و کراوات ـ البته کراوات که حرام است1 ـ غیر حرام: کتوشلوار و ... نمیرسد، با حولۀ احرام میآید، با لباس کتان و از این چیزها میآید، با دعای بعد از ظهر روز عرفه میآید، با اذکار میآید. شیطان خیلی دم و دستگاه دارد، خیلی پروندهها دارد که هنوز یکی از آنها را برای ما باز نکرده است! ما در پروندۀ اوّل او بار زمین میگذاریم؛ پروندهها را هنوز باز نکرده است. قشنگ به آنجا میآید. در عرفات که نشستهای برو تنها یک گوشه بگیر و بنشین، یعنی چه دور خودت افراد را جمع کردهای؟ این بیچارهها را برای چه معطّل خودت کردهای؟ افراد را رها کن بگذار بروند به خدایشان برسند، بگذار بروند به کارشان برسند؛ چرا دور خودت جمع میکنی؟ چرا دور نفْست جمع میکنی؟ چرا دور شخصیتت جمع میکنی؟ تو شخصیت خودت را از آنجا به اینجا آوردهای و دست برنداشتهای؛ اینها را هم گرفتار کردهای و اینها را هم نمیگذاری به آن نور برسند! خیلی مسئله، مسئلۀ مشکلی است!
- . جهت اطلاع از بعضی از ادلّۀ حرمت استفاده از کراوات، رجوع شود به الکافی، ج 6، ص 531؛ من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 130؛ المحاسن، ج 2، ص 410؛ دعائم الإسلام، ج 2، ص 513؛ الخصال، ج 2، ص 498؛ عیون أخبار الرضا علیه السّلام، ج 2، ص 23؛ نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 471 و 506؛ عوالی اللّئالی، ج 1، ص 165.
