
حقیقت کعبه و اسرار مناسک حج
و پرسش و پاسخ راجع به احکام حج
حقیقت کعبه و اسرار مناسک حج
22اگر تا موقع غروب قربانی را انجام دادند، میتوانید حلق کنید و سر را بتراشید، و خانمها هم میتوانند تقصیر کنند، موی خود را یک قدری بزنند یا ناخن بگیرند؛ و اگر این کار را نکردید دیگر در شب نمیشود! اگر تا شب شد [انجام بدهید وإلاّ] دیگر در شب حلق نکنید، روز یازدهم سر را بتراشید و تقصیر را هم در روز یازدهم انجام بدهید. یا اینکه اگر آن روز موفّق به ذبح نشدند، باز اشکالی ندارد، یک شب بیشتر در احرام بمانید، چه بهتر! 1 خود ما هم همینطور، یک شب در احرام بودیم، ما شب یازدهم هم در احرام بودیم؛ چون خیلی شلوغ بود و گرچه بعد از ظهر قربانی شد، ولی به ما دیر خبر رسید و لذا ما در روز دهم، دیگر دیدیم غروب است و حلق نکردیم و سر نتراشیدیم و گذاشتیم روز یازدهم حلق کردیم و از احرام درآمدیم. اگر در همان روز حلق انجام شد، اینطورکه نقل میکنند از نیمۀ شب به بعد، نسبت به فردا مکه و مسجدالحرام خلوتتر است، بهتر است که در همان نیمهشب [به مکه بروید؛] ولی تا نیمهشب حتماً باید در منی وقوف داشت و بعد انسان به آنجا برود. 2
این مسائلی مربوط به حج بود، و البته مسائل مربوط به مکه خیلی زیاد است و من امروز فقط خواستم نسبت به مسئله و روحانیت حج و خصوصیت آن خدمت رفقا تذکّر بدهم، و اینکه رفقا متوجّه باشند که خلاصه ممکن است این توفیق کم نصیب کسی بشود! حال که نصیب شده است، قدر بدانید و این را یک عمل عادی نپنداریم؛ عمل بسیار مهمی است که کسی بتواند ولی انجام ندهد، ملائکه در هنگام احتضار به او میگویند: «یا یهودی و یا نصرانی بمیر! تو بر دین محمد نمردهای!» 3 التفات کردید؟ مسئله این است و اینقدر قضیّه، قضیّۀ مهمیاست. آنوقت ما بیاییم این حج را با ظاهرسازی و رسیدن به مسائل عادی و این گرفتاریها [خراب و مشکل] کنیم! بسیار حج راحت است، بسیار آسان است، بسیار گواراست، بسیار لذتبخش است، خیلی حج عالی است، خیلی! اصلاً نباید دغدغه و فکری کنیم و بزرگ جلوه دهیم و آن را بهصورت یک غولی دربیاوریم که هرچه زودتر از شرّ این غول راحت شویم! البته سختی دارد، من نمیگویم [سختی ندارد!] بالأخره حرکت دارد، پیاده دارد، مخصوصاً آن سهروزی که این اعمال هست؛ ولی انسان میتواند طوری برنامهریزی کند که خود را خیلی خسته نکند و خود را خیلی به تعب نیندازد، دلیلی ندارد که انسان [خود را خسته کند!]
- . رجوع شود به وسائل الشیعة، ج 14، ص 91 ـ 94.
- . رجوع شود به وسائل الشیعة، ج 14، ص 217 و 218 و 251 ـ 261.
- . الکافی، ج 4، ص 268 و 269.
