اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت کعبه و اسرار مناسک حج

و پرسش و پاسخ راجع به احکام حج

14913
جلسات

حقیقت کعبه و اسرار مناسک حج

35
  • جواب: البته در منی، مسئله بودن در منی است نه فقط در زیر خیمه! اگر انسان در آنجا ناراحت است می‌تواند به خیمۀ دیگر یا جای دیگر برود. بعد از قربانی نمی‌شود کاری کرد؛ انسان بعد از تقصیر از احرام بیرون می‌آید و فقط عطر و محرمیّت برای او باقی می‌ماند که با طواف عادی و نماز طواف عطر برای او حلال می‌شود و در وقتی که نماز طواف نساء‌ انجام داد آن جنبۀ زوجیت و نکاح هم برای او حلال می‌شود. غیر از این دو مورد، تمام موارد احرام بعد از تقصیر و بعد از سرتراشیدن برای انسان حلال می‌شود. 1

  • سؤال: بعضی از کاروان‌ها بعد از برگشت از منی به مکه، سه یا دو روز بعد برای طواف کعبه می‌برند تا خلوت شود، آیا در این مدت نباید از منزل بیرون بیاییم؟ چون ممکن است برای رفت‌وآمد، با آقایان برخورد داشته باشیم و مجبور به صحبت شویم؛ در این موارد چه اموری را باید رعایت کنیم؟

  • جواب: نه، اشکال ندارد. انسان بیرون می‌آید و صحبت کردن با مرد و شوهر هم اشکال ندارد؛ صحبت کردن ایراد ندارد، منتهی آن روابط خاص و احساس خاص نباید باشد. 2

  • سؤال: در مدینه، برای زیارت حرم پیامبر قسمتی را مشخص نموده بودند که نزدیک حرم بود و برای رسیدن به این قسمت چند مانع قرار داده بودند و جمعیت خانم‌ها پشت این موانع می‌ایستادند تا مقداری در گشوده می‌شد و با فشار و شلوغی وارد قسمت جلو می‌شدند، و نزدیک حرم و منبر و ستون‌ها و محراب با فاصلۀ زیادی دوباره مانع قرار داده بودند و فقط می‌توانستیم آنجا به‌سختی و فشار دو رکعت نماز بخوانیم، ولی در قسمت مسجدالنّبی که جدیداً اضافه شده است، خلوت است؛ در این موارد تکلیف چیست؟

  • جواب: هرجا که راه دادند، همان‌جا بایستید نماز بخوانید و اشکال ندارد.

  • سؤال: ما مرتبۀ دوّم است که از جدّه به جعفه می‌رویم و باید در آنجا برای عمرۀ تمتّع مُحرِم شویم؛ روحانی کاروان به ما گفته‌اند که شما می‌توانید برای عمرۀ تمتّع از طهران غسل کنید، گفته‌اند امکان دارد در جعفه آب سرد باشد؛ درست است [ما از طهران غسل کنیم]؟

    1. . رجوع شود به وسائل الشیعة، ج 13، ص 298 ـ 300؛ ج 14، ص 232 ـ 238.
    2. . رجوع شود به وسائل الشیعة، ج 12، ص 434 ـ 436.