
ولایت، روح دین و ربط انسان با خدا
میلاد رسول خدا و امام صادق علیهما السلام – 1428 هـ.ق
این جلسه از سلسله بیانات و سخنان ارزشمند حضرت آیة الله حاج سیّد محمد محسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) است که صوت آن تحت عنوان مباحث طرح مبانی اسلام منتشر شده است. اکنون با عنایات و توفیق خداوند متن آن نیز آماده نشر و تقدیم به راهروان مکتب عقل و تشنگان وادی معرفت شده است این سخنرانی که در روز میلاد پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و امام جعفر صادق علیهالسلام بوده به مسئله مهم و حیاتی ولایت با نگاهی دقیق و دیدی وسیع نگریسته شده و آن را حقیقت ربط بین انسان و خدا و روح دین معنا میکنند. و قوام و جان مکتب شیعه را به ولایت دانستهاند. در اینجا جهت اطلاع اجمالی مخاطبان محترم به أهم مطالب بهصورت فهرستوار اشاره میکنیم: 1) جاودانگی و ابدیت معارف اهل بیت 2) خصوصیات مکتب شیعه 3) لزوم عدم گزینشی برخورد کردن با ائمّه 4) معنای واقعی تبعیت از ولایت 5) بخشش گناهان در سایه ولایت 6) تبعیت از مکتب امام صادق تنها راه سعادت بشر 7) معنای واقعی شیعه و سنی 8) حریّت و آزادگی بزرگترین شاخصۀ مکتب امام صادق 9) در مکتب امام صادق اول فهم و بعد بندگی است
ولایت، روح دین و ربط انسان با خدا
17مرحوم آقا میفرمودند:
آقا، مگر ما سبیل میگذاشتیم؟! مگر ما تبرزین دستمان گرفته بودیم؟! مگر ما کشکول میانداختیم؟! مگر ما کلاه درویشی [میگذاشتیم]، مگر ما چهکار کردیم؟، بگویید ما چه غلطی کردیم؟! حلالی را حرام کردیم؟! حرامی را حلال کردیم؟!
نه، سلام به تو نمیکنیم بهخاطر اینکه؛ میخواهی حرّ باشی! خب اگر اینطور است تا قیامت سلام نفرمایید؟! سلام به تو نمیکنیم بهخاطر اینکه؛ میخواهی روی پای خودت بایستی بله! سلام نکنید، آن کسی که باید به ما سلام بکند، جبرائیل امین از ناحیه خدا میآید و به ما سلام میکند حالا من به سلام تو نیاز دارم؟!! برو دنبال کار خودت، به سلام تو احتیاج دارم؟! من به عطف توجه این ابناء دنیا نیاز دارم؟! اینها بیایند برای ما خم شوند؟! این خم شدنها مگر چند روز است؟ مگر برای ما خم نشدند؟! هر کسی بالأخره در دنیا[از این مسائل دارد]، چی شد؟ وقتی که انسان به یک مرتبهای میرسد که میگوید: حالا من میخواهم آزاد باشم، بفهمم این مطلب درست است یا نه؟ میگویند: نه، نباید بفهمی، اصلاً نباید بفهمی، خب خیلی ممنون، اینجا دیگر ما را بخیر و شما را به سلامت.
فهم و بندگی در مکتب امام صادق
پس بنابراین شاگرد مکتب امام صادق الحمدلله رفقای ما دوستان ما چه رفقای ایرانی چه رفقای غیر ایرانی اینها همه انشالله همه باید اینطور بشوند اینها آمدند و میگویند: ما میخواهیم شاگرد امام صادق باشیم، شاگرد امام زمان باشیم همین تمام شد. و دل خودشان را با ولایت صاف کردند. و صدق خود را به ولایت نشان دادند. و سر سپردگی خود را به این مکتب؛ که مکتب حریّت، مکتب آزادگی و مکتب فهم و شعور است نه مکتب تقلید و چوب!. تقلید و چوب همان مکتب عمر بود یا بیایید یا میزنیم بر سرتان، دیدید؟! دختر پیغمبر را گرفتند جلوی چشم شوهر تکه تکه کردند، نکردند؟! طناب گردن امیرالمؤمنین انداختند و آوردند.1 این میشود مکتب تقلید و بعد چوب، اوّل تقلید، قبول نکردی، چوب!
- . رجوع شود به الاحتجاج، ج 1، ص 83؛ السقیفة و فدک، ص 71؛ الإمامة و السیاسة، ج 1، ص 30؛ الهدایة الکبری، ص 179 و 407.
