اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علی، زینت بخش تاریخ و شریعت اسلام - احیاء شب 19 رمضان

0
جلسات
نسخه عربی

علی، زینت بخش تاریخ و شریعت اسلام - احیاء شب 19 رمضان

16
  • حذیفۀ نخعی شمشیر از غلاف بیرون کشیده و جلو حرکت می‌کند، مردم را می‌شکافد، کوچه می‌دهد تا اینکه ابن‌ملجم را خدمت امیرالمؤمنین بیاورد. ابن‌ملجم که در میان این جمعیّت می‌آمد مردم او را لعن می‌کردند، سب می‌کردند، آب دهان بر صورتش می‌انداختند و می‌گفتند: «امام را کشتی! امیرالمؤمنین را کشتی! او چه گناهی کرده بود؟ امام متّقیان و امیرمؤمنان بود! به خدا قسم کار بزرگی کردی ای ابن‌ملجم!»

  • او ساکت بود و هیچ نمی‌گفت تا اینکه حذیفه او را خدمت امام حسن آورد. امیرالمؤمنین علیه السّلام در وسط مسجد بیهوش است، حضرت امام حسن رو کرد به ابن‌ملجم:

  • ای ابن‌ملجم! ای دشمن خدا! ای مورد لعن و طرد پروردگار! پدرم برای تو بد امامی بود؟ جزای تو را زیاد نکرد؟ چرا دست به این جنایت دراز کردی؟

  • هیچ جواب نمی‌گفت.

  • امیرالمؤمنین علیه السّلام به ‌هوش آمدند، حضرت امام حسن عرض کرد:

  • پدر جان! دشمن تو را گرفته‌اند، بسته‌اند و آورده‌اند. دربارۀ او چه حکم می‌کنی؟

  • امیرالمؤمنین با گوشۀ چشم نظری به ابن‌ملجم کردند، گفتند:

  • ای ابن‌ملجم! به خدا قسم کار بزرگی انجام دادی و دست به کار عظیمی زدی. ‌آیا من برای تو بد امامی بودم؟ آیا دربارۀ تو احسانِ زیاد نکردم؟ تو را مقدّم نداشتم؟ مورد مرحمت قرار ندادم؟ این بود جزای من از امامت؟!

  • و ابن‌ملجم هیچ جواب نمی‌داد.

  • امام حسن عرض کرد:

  • پدر جان! چه دستور می‌دهی در مورد این؟

  • امیرالمؤمنین فرمود:

  • ای فرزند من! ای حسن جان! با اسیر خود مدارا کن! نمی‌بینی چشم‌های او چگونه از ترس و اضطراب در حدقه می‌گردد و قلب او در اضطراب است؟!

  • ای حسن جان! از غذایی که می‌خورید به او بدهید! از آب و آشامیدنی‌ای که می‌نوشید به او بدهید! او را گرسنه و تشنه نگذارید! حضرت امام حسن عرض کرد:

  • پدر جان! این ملعون و شقی تو را کشته، دل ما را به درد آورده و تمام مؤمنین و مسلمین را مصیبت‌زده کرده؛ ولی تو دربارۀ او سفارش می‌کنی؟!

  • حضرت فرمود:

  • ای حسن جان! مگر تو نمی‌دانی، آخر ما خاندان رحمتیم؟!1

    1. بحار الأنوار، ج ‌٤٢، ص ٢٨٢ ـ ٢٨٨، نقل به اختصار.