
علی، زینت بخش تاریخ و شریعت اسلام و قوام نبوّت پیغمبر
بیانی در نحوۀ تحقّق معجزات توسّط انبیا. هر پیغمبری خصوصیّات روحیِ خاصِّ خود را دارد. تجمیع تمام خصوصیّات و کمالات انبیا در پیغمبر اکرم. انتقال حقیقت مقام پیغمبر به امیرالمؤمنین علیه السّلام. تَصَلُّب امیرالمؤمنین علیه السّلام در دین. هفت فضیلت از امیرالمؤمنین علیه السّلام. سه مرتبه از مراتب پیغمبر که به امیرالمؤمنین علیه السّلام به ارث رسیده. فضیلتی دیگر از امیرالمؤمنین علیه السّلام. تکفین و تدفین جناب سلمان توسّط امیرالمؤمنین علیه السّلام. نگاه امیرالمؤمنین علیه السّلام به حکومت. توصیف امیرالمؤمنین علیه السّلام توسّط احمد حنبل .علی، زینتبخش تاریخ اسلام. مظلومیّت امیرالمؤمنین علیه السّلام در میان یاران خود. روضۀ حضرت
علی، زینت بخش تاریخ و شریعت اسلام و قوام نبوّت پیغمبر
توضیحات:
بیانی در نحوۀ تحقّق معجزات توسّط انبیا. هر پیغمبری خصوصیّات روحیِ خاصِّ خود را دارد. تجمیع تمام خصوصیّات و کمالات انبیا در پیغمبر اکرم. انتقال حقیقت مقام پیغمبر به امیرالمؤمنین علیه السّلام. تَصَلُّب امیرالمؤمنین علیه السّلام در دین. هفت فضیلت از امیرالمؤمنین علیه السّلام. سه مرتبه از مراتب پیغمبر که به امیرالمؤمنین علیه السّلام به ارث رسیده. فضیلتی دیگر از امیرالمؤمنین علیه السّلام. تکفین و تدفین جناب سلمان توسّط امیرالمؤمنین علیه السّلام. نگاه امیرالمؤمنین علیه السّلام به حکومت. توصیف امیرالمؤمنین علیه السّلام توسّط احمد حنبل .علی، زینتبخش تاریخ اسلام. مظلومیّت امیرالمؤمنین علیه السّلام در میان یاران خود. روضۀ حضرت
علی، زینت بخش تاریخ و شریعت اسلام و قوام نبوّت پیغمبر
9گفت: همان کسی که پیغمبر آخرالزّمان را غسل داده!
گفتم: عجبا! چه ادّعایی میکنی؟! پیغمبر آخرالزّمان را وصیّش علیّ بن ابیطالب غسل داد!
گفت: مرا هم او غسل میدهد!
گفتم: تو اینجا هستی و او در مدینه است!
گفت: مهم نیست، وقتی من از دار دنیا رفتم لبهای من و چانۀ مرا ببند و یک قطیفه روی من بکش، منتظر باش یک صدایی مثل اینکه چیزی از بلندی به زمین میافتد خواهی شنید، در را باز کن علیّ بن ابیطالب داخل میشود.
زاذان میگوید: سلمان شهادتین بر زبان جاری کرد و روحش به عالم قدس شتافت. طبق وصیّت او چانه و لبهای او را بستم و قطیفهای روی او کشیدم. چند لحظه نگذشت که دیدم صدایی آمد، در را باز کردم دیدم امیرالمؤمنین است، سلام کردم جواب ما را فرمود. فرمود: «ای زاذان! سلمان، بندۀ صالح پروردگار از دنیا رفت؟ عمرت دراز باد و خدا تو را توفیق بدهد. سلمان خوب برادری برای ما بود، پیغمبر خیلی سلمان را دوست داشت و چه بسیار اوقات در شبهای تار از سلمان یاد میکرد.»
عرض کردم: بله! چند لحظه پیش از دنیا رفت و با من چنین و چنان گفت. امیرالمؤمنین علیه السّلام با قنبر وارد شدند و قطیفۀ روی سلمان را کنار زدند، سلمان چشمان خود را باز کرد و تبسّمی به امیرالمؤمنین کرد و چشمان خود را بست. حضرت سلمان را غسل دادند، کفن کردند، دفن کردند و برگشتند به مدینه. مدّتی که آمدند و برگشتند همان مدّتی بود که در مدائن مشغول تجهیز و تکفین بودند. خیلی عجیب است!
یکی از شعرای بزرگ عرب به نام ابوالفضل تمیمی میگوید:
وقتی من مدائح و فضائل امیرالمؤمنین را تعریف میکنم این افرادی که چشم آنها تنگ است و عقل آنها کوتاه، به من اعتراض میکنند که: چرا تو اینها را دربارۀ علی به شعر در میآوری؟ اینها نمیفهمند!
من این قضیّۀ سلمان فارسی را به شعر در آوردم، میگویند: مگر میشود که در چند لحظه علی مسافت بین مدینه و مدائن را طی کند و سلمان را تجهیز کند و مراجعت کند؟!
