
اقامۀ مجالس اهل بیت علیهم السلام
میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها
در این جلسه مبارک که به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها برگزار شده است، مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه نکات ارزشمندی را پیرامون مجالس اهل بیت علیهم السلام و هدف از اقامه آن بیان میکنند. حضرت استاد در ادامه با اشاره به اینکه افراد در برخورد با ائمه و اولیای الهی فهم یکسانی ندارند، به بخشی از گرفتاریها و مشکلات بزرگان از جمله علامه طهرانی و نیز خودشان در مواجهه با برخی جهلاء میپردازند. ایشان نکته مهمی را در بخش پایانی کلام مورد توجه قرار میدهند: فضای انس و اتحاد میان سالکین الی الله از مهمترین اصول مکتب عرفان بوده و هرکسی موظف است تا برای حفظ این وحدت تلاش کند و در این راستا به حکایتی آموزنده از علمای سلف اشاره مینمایند.
اقامۀ مجالس اهل بیت علیهم السلام
توضیحات:
در این جلسه مبارک که به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها برگزار شده است، مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه نکات ارزشمندی را پیرامون مجالس اهل بیت علیهم السلام و هدف از اقامه آن بیان میکنند. حضرت استاد در ادامه با اشاره به اینکه افراد در برخورد با ائمه و اولیای الهی فهم یکسانی ندارند، به بخشی از گرفتاریها و مشکلات بزرگان از جمله علامه طهرانی و نیز خودشان در مواجهه با برخی جهلاء میپردازند. ایشان نکته مهمی را در بخش پایانی کلام مورد توجه قرار میدهند: فضای انس و اتحاد میان سالکین الی الله از مهمترین اصول مکتب عرفان بوده و هرکسی موظف است تا برای حفظ این وحدت تلاش کند و در این راستا به حکایتی آموزنده از علمای سلف اشاره مینمایند.
اقامۀ مجالس اهل بیت علیهم السلام
18تبلیغ مکتب حق برای افراد مستعد
بارها هم خود مرحوم آقا در زمان حیات خودشان میگفتند: «خدا با کسی خویشاوندی ندارد!» و ما این را احساس کردیم، لمس و تجربه کردیم. خدا با کسی خویشاوندی و قوم و خویشی ندارد. اینها مسائلی است که خود شما رفتید در کتابها خواندید، دوستانتان برایتان نقل و بیان کردند، زحمت کشیدند.
در خود زمان مرحوم آقا ـ رضوان الله علیه ـ دوستان که اینطرف و آنطرف از طرف مرحوم آقا تبلیغ میرفتند، معمّمین از إخوه و أعزّه ما که اینطرف و آنطرف تبلیغ میکردند، اینها سر خود که این کار را نمیکردند. اینها میرفتند همان مطالب مکتب آقا را تبلیغ میکردند؛ الآن هم من همین را میگویم.
الآن هم توصیۀ من به دوستان ما ـ آن کسانی که میتوانند ـ [این است که] آن مکتبی را که حق و واقع میبینند، آن را تبلیغ کنند. مطلب را برسانند. حقیقت قضیه و حقیقت مطلب را به گوش افراد مستعد برسانند. یک نفر از میان ده نفر بگیرد، یک نفر از میان بیست نفر هم بگیرد و به همان اندازه سعه و قدرت و استعداد و ظرف بیاید و حرکت کند و رشد کند، کافی است. این چیست؟! این میشود تکلیف.
البته هر کسی بر مقدار خودش. من در اینجا نگفتم، نه من معصوم هستم، نه غیر از من معصوم است. همۀ ما خطا و اشتباه داریم هم کار خوب داریم و هم کار بد داریم. و خدا با تمام این اوضاع ما را میخرد. اگر خدا بخواهد بیاید و آدم خوبی را بخرد، پس اصلاً خدائیّتِ خودش را کجا نشان بدهد؟! هنر و خدائیّتِ خدا و ربوبیّت او این است که ما گناهکاران را [بخرد.] بیاید بگوید: شما بندگان ما هستید. ما از خدا این را توقع داریم که با این وضع دست عنایتی به سر ما و أمثال ذلک بکشد.
حالا کسانی که در آن زمان بودند، چه کردند؟! میآمدند آشوب میکردند، تشویش راه میانداختند، تلفن از اینطرف به آنطرف، تلفن از اینجا به آنجا از آنجا به اینجا؛ «آقا! فلان کس این حرف را زده است، آقا! فلان کس آن را گفته است.» آخر بزرگوار، سرور مکرّم، رفیق ارجمند؛ ای خانم، ای آقا، ای کسانی که شما خودتان را پیرو مکتب این بزرگان میدانید! شما به جای این تلفنی که میزنید، قرآن باز کنید و دو صفحه قرآن بخوانید، من تضمین میکنم که ثواب آن از این تلفن بیشتر است. بهجای اینکه بیایید در مجالس بنشیند این حرف را بزنید که: «او این را گفت، دیگری آن را گفت.» یک کلام از کتاب روح مجرّد و نور ملکوت باز کنید. چیزی، مسئلهای [بخوانید]!
