اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اقامۀ مجالس اهل بیت علیهم السلام

میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها

16٬355

در این جلسه مبارک که به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها برگزار شده است، مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه نکات ارزشمندی را پیرامون مجالس اهل بیت علیهم السلام و هدف از اقامه آن بیان می‌کنند. حضرت استاد در ادامه با اشاره به اینکه افراد در برخورد با ائمه و اولیای الهی فهم یکسانی ندارند، به بخشی از گرفتاری‌ها و مشکلات بزرگان از جمله علامه طهرانی و نیز خودشان در مواجهه با برخی جهلاء می‌پردازند. ایشان نکته مهمی را در بخش پایانی کلام مورد توجه قرار می‌دهند: فضای انس و اتحاد میان سالکین الی الله از مهمترین اصول مکتب عرفان بوده و هرکسی موظف است تا برای حفظ این وحدت تلاش کند و در این راستا به حکایتی آموزنده از علمای سلف اشاره می‌نمایند.

اقامۀ مجالس اهل بیت علیهم السلام

توضیحات:

در این جلسه مبارک که به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها برگزار شده است، مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه نکات ارزشمندی را پیرامون مجالس اهل بیت علیهم السلام و هدف از اقامه آن بیان می‌کنند. حضرت استاد در ادامه با اشاره به اینکه افراد در برخورد با ائمه و اولیای الهی فهم یکسانی ندارند، به بخشی از گرفتاری‌ها و مشکلات بزرگان از جمله علامه طهرانی و نیز خودشان در مواجهه با برخی جهلاء می‌پردازند. ایشان نکته مهمی را در بخش پایانی کلام مورد توجه قرار می‌دهند: فضای انس و اتحاد میان سالکین الی الله از مهمترین اصول مکتب عرفان بوده و هرکسی موظف است تا برای حفظ این وحدت تلاش کند و در این راستا به حکایتی آموزنده از علمای سلف اشاره می‌نمایند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اقامۀ مجالس اهل بیت علیهم السلام

25
  • در احوال حاج میرزا حسن شیرازی می‌نویسند، وقتی که شنید دیگر نمی‌تواند در مقابل فتوا و حکم مجتهد کاری بکند، مانند مادرِ بچه مرده نیم ساعت گریه می‌کرد و صدای هق هق‌اش بلند بود. این‌طوری گریه می‌کرد! 

  • حرفی که آن شب مطرح شد، این بود. حاج میرزا حبیب الله رشتی که اعلم تلامذۀ شیخ انصاری بود ایشان گفت: «رفقا بیاییم صادقانه حرفی را بزنیم»، گفتند: «هر چه تو بگویی ما قبول می‌کنیم» گفت: «ما که بی‌سواد نیستیم در روایات و شرع و اینها خیلی خودمان را کسی می‌دانیم ـ و واقعاً هم کسی بودند! این‌طور نبود... ـ ما می‌دانیم خدا یک بهشت و جهنمی خلق کرده است. درست شد؟! از آن‌طرف یک شیطان کذا و کذا ـ‌ حالا به عبارت خودش ـ هم این‌طرف گذاشته و ما می‌دانیم از پس این شیطان برنمی‌آییم. از میان ما آن کسی که می‌تواند از پس این بربیاید، حاج میرزا حسن شیرازی است.» همه گفتند: «بله، راست می‌گویی. آن کسی که از پس این می‌تواند بر بیاید [او است]. ما خودمان، خودمان را می‌شناسیم علم داریم ولی نقاط ضعف هم زیاد داریم.» توجه می‌کنید! علم داریم، نقاط ضعف زیاد داریم. شیطان از راه علم ما وارد نمی‌شود، از آن نقاط ضعف جلو می‌آید. ـ حالا عرض می‌کنم چطور آمد ـ لذا همه قبول کردند. عبارت این بود: «هیچ‌کسی مثل او نمی‌تواند کلید بهشت و جهنم را به دست بگیرد.» فردا آمدند و این‌طور شد.1

  • مدتی با هم این حاج میرزا حسن و این حاج میرزا حبیب الله رشتی در نجف بودند این برای خودش درس می‌گفت و آن هم درس می‌گفت. خیلی خیلی عجیب است!

  • گفت: 

  • ... *** که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها2
  • کم‌کم مردم دیدند منزل حاج میرزا حسن رفت‌وآمد و بیا و برو شد. از این بلاد پول و وجوهات بیاورند. از هند هدایا بیارند. او که برای خودش که برنمی‌داشت! بنده خدا چیزی نداشت، یک عبا داشت. به این بده به آن بده، مجالس، روضه و ... . آقا میرزا حبیب الله، بنده خدا مرجعی بود و به اصطلاح مدرّسی بود و از خود میرزا حسن شیرازی از نظر علمیت علم او بالاتر بود؛ ولی آن کیاست و آن درایت و آن تقوا و آن باطن میرزا حسن یک چیزی دیگر بود. حاج میرزا حسن اهل باطن بود و بسیار کیّس و بسیار زیرک بود. اینها دیدند که عجب کم‌کم این‌طور شد و اطرافیان شروع به توطئه کردند. پچ پچ‌ها شروع شد، شخصی آمد یواشکی: «بله! در منزل میرزا حسن رفتیم می‌گفتند: بله، برای آقا صلوات بفرستید.» نمی‌دانم شخصی ‌گفت: «برای او چه کنید؟!» آنجا رفتیم آمدند گفتند: «الآن هرچه هست، ایشان است.» از این حرف‌ها که چه کنید و فلان کنید. و گاه‌گاهی هم به گوش میرزا حبیب می‌رساندند و اول میرزا حبیب این‌طور نبود، می‌گفت: «این حرف‌ها را نزنید، این کارها را نکنید، این چه‌کار نکنید!» کم‌کم، زیاد و زیاد شد! خودش هم کم‌کم شروع کرد به باور کردن «بله آقا! علم‌ ما بیشتر است، حالا ببینم مرجعیت دست فلان.» حرف زدن از این مطالب شروع شد.

    1. رجوع شود به ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج 2، ص 105؛ مطلع انوار، ج 1، ص 300.
    2. دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 1:
      الا یا ایها الساقی أدِر کأسا و ناولها *** که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
/ 613