اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اقامۀ مجالس اهل بیت علیهم السلام

میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها

16٬355

در این جلسه مبارک که به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها برگزار شده است، مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه نکات ارزشمندی را پیرامون مجالس اهل بیت علیهم السلام و هدف از اقامه آن بیان می‌کنند. حضرت استاد در ادامه با اشاره به اینکه افراد در برخورد با ائمه و اولیای الهی فهم یکسانی ندارند، به بخشی از گرفتاری‌ها و مشکلات بزرگان از جمله علامه طهرانی و نیز خودشان در مواجهه با برخی جهلاء می‌پردازند. ایشان نکته مهمی را در بخش پایانی کلام مورد توجه قرار می‌دهند: فضای انس و اتحاد میان سالکین الی الله از مهمترین اصول مکتب عرفان بوده و هرکسی موظف است تا برای حفظ این وحدت تلاش کند و در این راستا به حکایتی آموزنده از علمای سلف اشاره می‌نمایند.

اقامۀ مجالس اهل بیت علیهم السلام

توضیحات:

در این جلسه مبارک که به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها برگزار شده است، مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه نکات ارزشمندی را پیرامون مجالس اهل بیت علیهم السلام و هدف از اقامه آن بیان می‌کنند. حضرت استاد در ادامه با اشاره به اینکه افراد در برخورد با ائمه و اولیای الهی فهم یکسانی ندارند، به بخشی از گرفتاری‌ها و مشکلات بزرگان از جمله علامه طهرانی و نیز خودشان در مواجهه با برخی جهلاء می‌پردازند. ایشان نکته مهمی را در بخش پایانی کلام مورد توجه قرار می‌دهند: فضای انس و اتحاد میان سالکین الی الله از مهمترین اصول مکتب عرفان بوده و هرکسی موظف است تا برای حفظ این وحدت تلاش کند و در این راستا به حکایتی آموزنده از علمای سلف اشاره می‌نمایند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اقامۀ مجالس اهل بیت علیهم السلام

26
  • حالا کیاست میرزا حسن شیرازی را ببینید تا کجا هست! تا احساس کرد که می‌خواهد تلنگری به اوضاع بخورد، خودش را به مریضی زد یا مریض شد. حالا من می‌گویم خودش را به مریضی زد، ولی حالا یا مرضی هم پیدا کرد. اما معلوم است که سیاستی در کار بوده است! مریض شد و مدتی طول داد و گفت: «اطبا می‌گویند: در نجف نمی‌شود باید ایشان به بغداد بروند و آنجا تحت نظر باشند.»

  • خب بغداد هوایش به نسبت به نجف بهتر است و همان باغ‌های کاظمین و اینها هوای لطیفی دارد. [به کاظمین] آمد و یک مدت طول داد و باز یک مقداری طول کشید. «معالجۀ ایشان تمام شد؟» [گفت:] نه، هنوز یک مقداری مانده، هنوز یک مقداری مانده است! هنوز در آنجا اظهار کسالت می‌کنند؛ خوب شده است! [ولی] یک مدت اظهار نقاهت می‌کنند. [می‌گوید:] اطباء می‌گویند: «نه، فعلاً هوای نجف اصلاً برای شما خیلی بد است، حالا مدتی در سامرا باشید.» یک خرده دیگر عقب رفت. از نجف به کربلا آمد و از کربلا به کاظمین و بغداد عقب رفت و از بغداد دیگر در آخرین نقطۀ اماکن متبرکه رفت؛ که آخرین نقطه نسبت به جنوب عراق و نجف، همین سامرا در شمال واقع است. آنجا گفتند: «بله، هوا به ایشان ساخته است و یک خرده ـ یک ماه و دو ماه ـ هم باید صبر کند.» بعد بعضی‌ها از نجف آمدند و آنجا گفتند: [درس را] چه کنیم و کم‌کم یم بحثی، نیم ساعتی [شروع کردند.]

  • این برای چیست؟ همه برای رندی است. اگر این مرد رند نبود و اگر سیاست نداشت و اگر کارش خالصانه نبود، چه‌کار می‌کرد؟! بلند می‌شد و می‌آمد با آقا میرزا حبیب الله مبارزه می‌کرد؛ شما یک‌طرف ما هم یک‌طرف. ولی زود زمینه را خالی کرد تا هنوز کار به جای باریک نکشیده، گفت: «آقا جان این نجف و این حوزۀ علمیه و این درس و کرسی برای شما باشد. اگر شما در این [مسئله] نظر دارید مرجعیت و این حرف‌ها را درِ کوزه بگذارید و آبش را بخورید! ما برای خودمان می‌رویم سامرا، به هیچ کس هم کاری نداریم. این نجف برای شما باشد.»

/ 613