
اقامۀ مجالس اهل بیت علیهم السلام
میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها
در این جلسه مبارک که به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها برگزار شده است، مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه نکات ارزشمندی را پیرامون مجالس اهل بیت علیهم السلام و هدف از اقامه آن بیان میکنند. حضرت استاد در ادامه با اشاره به اینکه افراد در برخورد با ائمه و اولیای الهی فهم یکسانی ندارند، به بخشی از گرفتاریها و مشکلات بزرگان از جمله علامه طهرانی و نیز خودشان در مواجهه با برخی جهلاء میپردازند. ایشان نکته مهمی را در بخش پایانی کلام مورد توجه قرار میدهند: فضای انس و اتحاد میان سالکین الی الله از مهمترین اصول مکتب عرفان بوده و هرکسی موظف است تا برای حفظ این وحدت تلاش کند و در این راستا به حکایتی آموزنده از علمای سلف اشاره مینمایند.
اقامۀ مجالس اهل بیت علیهم السلام
توضیحات:
در این جلسه مبارک که به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها برگزار شده است، مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه نکات ارزشمندی را پیرامون مجالس اهل بیت علیهم السلام و هدف از اقامه آن بیان میکنند. حضرت استاد در ادامه با اشاره به اینکه افراد در برخورد با ائمه و اولیای الهی فهم یکسانی ندارند، به بخشی از گرفتاریها و مشکلات بزرگان از جمله علامه طهرانی و نیز خودشان در مواجهه با برخی جهلاء میپردازند. ایشان نکته مهمی را در بخش پایانی کلام مورد توجه قرار میدهند: فضای انس و اتحاد میان سالکین الی الله از مهمترین اصول مکتب عرفان بوده و هرکسی موظف است تا برای حفظ این وحدت تلاش کند و در این راستا به حکایتی آموزنده از علمای سلف اشاره مینمایند.
اقامۀ مجالس اهل بیت علیهم السلام
28قضاوت امیرالمؤمنین و تشخیص مادر واقعی
قضیّه چیست؟! قضیّۀ آن دوتا مادری که سر یک پسر دعوا کردند. یکی مادر واقعی او بود و یکی نه، میخواهد پسر را برای خودش بردارد. نزد امیرالمؤمنین آمدند.
این مطلب راجع به قضیّهای که اتفاق افتاده بود را یکی از همین مخدرات از لبنان برای من نوشت. گفتم واقعاً ما باید افتخار کنیم که در بین ما امثالی مانند اینها هستند که اینطور واقعاً خداوند نور ایمان و هدایت را در قلب اینها روشن کرده است. «لَيسَ العِلمُ بِالتَّعَلُّمِ بَل هُو نُورٌ يَقذِفَه الله فِي قَلبِ مَن یَشاء.»1 معنایش این است! ایشان این را برای من نوشت که در قضاوتهای امیرالمؤمنین است.
نزد امیرالمؤمنین آمدند و حضرت فرمودند: «الآن مسئله را حل میکنم. نصفش میکنم ـ شمشیر کشیدند ـ نصف برای تو، نصف هم برای تو، دعوا نکنید!» همین که شمشیر را بالا آوردند، آن زنی که مادر [واقعی] بچه بود، گفت: «نه نه نه! بچه را به او بدهید.» او مادر است، عُلقه دارد. میگوید اگر قرار است بمیرد من بچهام را نمیخواهم، نمیخواهم! به او بدهید! اما آن زن دیگر همینطور نگاه کرد. حضرت فرمود: «هان! چرا نگاه میکنی؟! مگر تو مادرش نیستی؟! چرا جزع و فزع نکردی؟! چرا داد و بیداد نکردی؟! برو دنبال کار خودت. بچه را به این دادند.2
جایگاه رفاقت در سلوک
آن کسی در میان ما دلسوز است که بیاید به جای اینکه در مسائل بیاید و نفت و بنزینی بریزد، به جای اینچه کند؟! اگر مطلبی ببیند، ساکت بنشیند. ما چهکار داریم. شما کار خودتان را بکنید. کسی، کسی را تحمیل نکرده است بر اینکه جایی برود. اینجا اصلاً مقام امر و نهی نیست. همه مثل هم هستیم، مانند دانههای یک شانه، همه عین هم هستیم. همه مانند هم هستیم، فقط مسئله، مسئلۀ تقوا است آن هم نه من خبر دارم نه شما، خدا خودش میداند.
- بحار الأنوار، ج 1، ص 225:
«لَيْسَ الْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ إِنَّمَا هُوَ نُورٌ يَقَعُ فِي قَلْبِ مَنْ يُرِيدُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنْ يَهْدِيَه.»
مصباح الشریعة، ص 16:
«الْعِلْمُ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللَّهُ فِي قَلْبِ مَنْ يَشَاء.» - رجوع شود به الإرشاد، ج 1، ص 205.
- بحار الأنوار، ج 1، ص 225:
