اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات

و گرایش به حقایق و اصالت‌های الهی

14٬562

تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات

22
  • ما [تازه] امروز به این مسئله رسیدیم و می‌رسیم که اینها چه افق فکری داشتند و به مسائل به چه نحو نگاه می‌کردند؛ آیا در روز قیامت می‌تواند یک منحرفی بیاید و دامن علامۀ طباطبایی را بگیرد [و] بگوید: «من به تو نگاه کردم و منحرف شدم»؟! ابدا، نمی‌تواند؛ چون علامۀ طباطبایی نقص ندارد. آیا در روز قیامت می‌تواند یک منحرفی بیاید و دامن مرحوم قاضی را بگیرد و بگوید: «من به تو و به کارهای تو نگاه کردم [و لذا] دست از خدا و پیغمبر برداشتم»؟! 

  • آیا در روز قیامت [می‌تواند] یکی بیاید جلوی حاج میرزا جواد ملکی‌تبریزی را بگیرد، جلوی مرحوم قاضی را بگیرد، جلوی آقای حدّاد را بگیرد، جلوی اولیای خدا را بگیرد، جلوی علمای وارسته و صلحا را بگیرد؟! حالا لازم نیست که حتماً [همه] از عرفا باشند، نه، [بلکه می‌تواند یک] عالمِ وارستۀ صالحِ متعبّدِ متّقی [باشد]، ولو به آن مراتب [عالیه] هم نرسیده باشد. خیلی این مسئله مو [را] بر بدن انسان راست می‌کند که چطور ما نسبت به این مسئله اصلاً توجه نداریم!

  • لذا در این زمان یک عالم دینی چه وظیفه‌ای دارد؟ وظیفۀ او این است که فقط حق را ببیند و حق را بفهمد و بعد از فهمیدن حق نباید به هیچ‌کسِ دیگر توجه کند، تمام شد؛ یک عالم دینی نباید به زید و عمرو و بکر نگاه کند، [بلکه] فقط باید به امام صادق نگاه کند و بس. هرکسی هرچه می‌خواهد بگویید، هرکسی هر حرفی می‌خواهد بزند، هر کسی هر نوع می‌خواهد [برداشت کند]؛ مگر ما در این دنیا آمدیم که رضایت این و آن را جلب کنیم؟! مگر ما در این دنیا آمدیم کتابی بنویسیم که رضایت [فلان] آقا و [فلان] آقا جلب بشود [و] لبخند بر لبان آقا بیاید؟! می‌خواهیم صد سال لبخند نیاید.

  • بله، خلاف گفتن، ناسزا گفتن، [حرف] نامربوط گفتن، اینها همه خلاف است و چه‌بسا حرام است؛ ولی اگر من و شما و دیگران برای افراد بیان حق [نکنند و] نگویند، پس آن کسی که این استعداد و آمادگی را دارد که تلقّی حقایق کند، [باید] از کجا این مطالب را به‌دست بیاورد؟! خب این حرف‌ها که جای دیگر نیست! تا مرحوم آقا [علامه طهرانی] نیایند [و] یک کتاب روح مجرّدی ننویسند و در آن کتاب مطالبی را نگویند، چطور می‌تواند این اذهانی که از هر طرف در تحتِ جوّ تبلیغات قرار گرفته است، این پردۀ تبلیغات را بشکافد و به آن حقیقت دسترسی پیدا کند؟! جای دیگر که این حرف‌ها نیست! خب [حالا اگر] این حرف‌ها هم زده شود، [صدا به اعتراض بلند می‌شود که:] آی! علامۀ طهرانی راجع به فلان مسئله، فلان مطلب را گفته؛ آی! ایشان در فلان کتاب راجع به حوزۀ فلان، فلان حرف را زده!» خب اگر [این‌طور] نیست [و مطلب] دروغ است، بگویید نیست، دروغ است.

/ 613