
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
و گرایش به حقایق و اصالتهای الهی
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
23شنیدم جلد اوّل کتاب اسرار ملکوت ما را [به] نجف بردند [و] به یک بنده خدایی نشان دادند [که]: «آقا ببینید علامۀ طهرانی راجع به شما چه گفته!» بعد ایشان گفته که: «[عجب]! ما نمیدانستیم که آقای سید محمدحسین ما را یک چنین چیزی خیال میکند!»
[باید به ایشان گفت:] آقا از شما خیلی مسئله عجیب است! مگر آقای سید محمدحسین ـ علامه طهرانی ـ اسم شما را در کتاب آورده که شما [اینطور] میگویید؟! [بنابراین] مطلب از [چند] حالت خارج نیست؛ اوّلاً: که شما دارید به آقای سید محمدحسین تهمت میزنید که مقصودِ از این عبارت شما هستید. [زیرا ایشان که] که [اسم شما را] نگفته، پس این تهمت است و تهمت هم حرام است و [لذا] عمل حرام انجام دادید، این یک.
ثانیاً: [از سوی دیگر] مطلب از دو حال خارج نیست، یا مشمول این مفهوم و مصداق این مسائل هستید یا نیستید؛ اگر هستید، بروید خودتان را درست کنید؛ اگر نیستید، خب ایشان که یک چنین حرفی نزده، [پس] چرا میگویید منظور ایشان، ما هستیم؟! چرا؟!
ثالثاً: اگر قرار باشد هر شخصی را که در حوزۀ نجف است منظور ایشان بودند، خب ایشان [علامه طهرانی] با خیلی از بزرگان و علما در نجف محشور بودند؛ با مرحوم آقا سید جمال گلپایگانی بودند، آیا نعوذ بالله منظور از این مطالب مرحوم آقا سید جمال است؟! با مرحوم آقا سید عبدالهادی شیرازی بودند، با مرحوم آقا شیخ عبّاس هاتف [قوچانی] بودند، با افراد دیگری از علما و بزرگان ـ [که] حالا اهل عرفان هم نبودند ـ در آنجا بودند و مگر خودشان در آن مسائل [و] مطالب از امثال مرحوم آقا شیخ محمدحسین [کمپانی] اصفهانی، شیخ الشریعه اصفهانی، مرحوم اصطهباناتی [و] از [قبیل] این بزرگان که بهعنوان رجال حکمت و توحید و اینها [بودند] تعریف نکردند؟ خب چرا انسان بیاید غیرمنصفانه و ناجوانمردانه به یک مرد بزرگ بخواهد [دروغ] ببندد [و تهمت بزند]؟!
