
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
و گرایش به حقایق و اصالتهای الهی
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
25الحمدللّه ما آمدیم در آن رسالۀ طهارت دیگر اصلاً مشکل را برداشتیم؛ در آنجا گفتیم که: «ما هیچ نجسی در عالم نداریم؛ حالا دائماً بگویید: «وحدت وجودی نجس است!» بابا ما اصلاً گفتیم کمونیستش هم نجس نیست و همینطور سایر افراد، حالا دیگر چه برسد به [وحدت وجودی.] البتّه شاید وحدت وجودی بدتر از کمونیست باشد! آن یک مطلب دیگر است.
همیشه راه حق با دگمی و تحجّر همراه بوده
[متأسّفانه] همیشه این مسئلۀ [تبعیّت از حق]، با این دُگمی [و] تحجّر همراه بوده، با این بسته بودن همراه بوده! [بنابراین] وظیفۀ طالبانِ راه حق و پیروان مکتب توحید و متابعان سیره و سریرۀ اولیای الهی این است که همانطور که آن بزرگان حق را تبیین کردند، ما هم همانطور تبیین کنیم؛ دیگر [چیزی با آن] قاطی نکنیم، حتّی [اگر] دو درصد هم قاطی کنیم ضرر کردیم، یک درصد هم قاطی کنیم ضرر کردیم.
فقط و فقط باید به امام [و] به مکتب اهلبیت توجه کرد و از آنها استمداد گرفت و در همان مسیر باید پیش رفت. امیدواریم که خدای متعال ما را در زمرۀ متابعان و سالکان حقیقی مکتب اهلبیت علیهم السلام قرار بدهد.
امروز که روز میلاد مبارک و با سعادت بانوی دو عالم حضرت صدیقۀ کبری سلاماللهعلیها است، واقعاً باید از نفْس ملکوتی و قدسی آن حضرت استمداد کنیم و بخواهیم که با انفاس خودشان ما را مدد [و] امداد کنند [و] آن گرفتاریهای ما را از سر راه ما بردارند.
فتح بابی که برای علامه طهرانی حاصل شد بهواسطۀ توسّل به حضرت زهرا بود
مرحوم آقا [علامه طهرانی] راجع به توسّل به حضرت صدیقه مطالب بسیاری میفرمودند و من در یک مرتبه در آن زمانیکه در نجف بودند، از عبارتی که از ایشان شنیدم متوجه شدم که فتح بابی که برای ایشان [واقع] شد و به این توفیق وصول به حقیقت عرفان و مکتب توحید موفّق شدند، بهواسطۀ توسّل به حضرت صدیقه بود؛ که بعد هم بههمان مناسبت یک اطعامی را در روزهای میلاد حضرت زهرا میکردند که تا آخر عمرشان هم این قضیّه ادامه داشت و به ما هم خیلی توصیّه میکردند که در توسّل به حضرت صدیقه مسائل و اسرار نگفتنی هست و من از مرحوم آقای حدّاد هم شنیدم که راجع به این مسئله مطالبی میفرمودند؛ یک عبارتیکه من از مرحوم آقای حدّاد شنیدم این بود که میفرمودند: «در آن سفری که من به مکه مشرف شدم، در مدینه حال من خیلی عجیب بود! هر وقت وارد مسجد النّبی و حرم پیغمبر اکرم میشدم در همان وهلۀ اوّل چنان ولایت و ابّهت و هیمنۀ حضرت فاطمۀ زهرا من را میگرفت که تا وقتیکه من در مسجد بودم هیچ چیزی را دیگر نمیفهمیدم!1»
- روح مجرّد، ص 146: «و از جمله حالاتشان در مدینه طیّبه میفرمودند: بسیار عظمت حضرت زهراء سلاماللهعلیها مرا در خود فرو برده بود؛ چه در منزل و چه در مسجد النّبیّ؛ بالاخصّ در مسجد رسولالله، بهقدری عظمت آن حضرت متجلّی بود که گویا: تمام مقام نبوّت با تمام خصوصیّاتش و تمام مدارج و معارجش و تمام درجات و مراتبش در آن حضرت متجلّی است؛ و آن بَضْعه رسولالله، سرّ و حقیقت و جوهره رسولالله است؛ و مانند آن موجودی که حامل و ضامن آن سرّ باشد و در مقام وحدت عین رسولالله باشد، غیر از وی خداوند تعالیٰ موجودی را نیافریده است.»
