
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
و گرایش به حقایق و اصالتهای الهی
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
27هرچه که بوی غیر خدا بدهد دنیاست، هرچه که بوی غیر توحید بدهد دنیاست، هرچه که بوی غیر نور حق و نور تجرّد بدهد دنیاست، هرچه که بوی تعلّق بدهد1 دنیاست؛ [لذا] بدون این مسائل در طریق آنها گام برداشتن عملاً و ظاهراً هم با تلبّس به لباس پیامبراکرم و عمامهگذاری و متوّج شدن به تیجان ملائکه، که عمامه تاج ملائکه است2 و واقعاً این مسئله یک واقعیتی است؛ کسی که عمامه میگذارد حالش با حال آن کسیکه در همین راه است و عمامه نگذاشته فرق میکند، برو و برگرد هم ندارد.
چرا میگویند در موقع نماز عمامه سر بگذارید؟ [آیا] بهخاطر این است که سرتان گَرد و خاک نخورد؟! یا نه بهخاطر این است که این عمامه گذاشتن همانطوریکه ظاهر را تغییر میدهد، حال انسان را هم تغییر میدهد؛ این ظاهر، جلب ملکوت میکند، [لذا] آن ملکوت در نماز اثر میگذارد. شما یک نماز با عمامه و یک نماز بدون عمامه [بخوانید، بعد خودتان متوجه این قضیه خواهید شد. عمامه بستن] در نماز فقط اختصاص به اهل علم [و] معمّمین ندارد، غیر معمّمین هم همینطور، ولو [شده] دو دور عمامۀ سفید یا زرد بهسر کنند؛ [اگر شخص] سید بود عمامۀ سبز و سیاه [بهسر کنند.]
در زمان مرحوم آقا [علامه طهرانی] همۀ رفقایی که میآمدند در مسجد قائم، با خودشان یک عمامه میآوردند؛ عمامه سر میکردند و با عمامه نماز میخواندند. در شبهای احیا عمامه سر میکردند.
این عمل، انسان را نگه میدارد. مثلاً فرض کنید اینکه مستحب است بین عمره و بین حج، حاجی در لباس احرام باشد، میدانید برای چیست؟ برای این است که، کسیکه در لباس احرام هست همان حالوهوای احرام گرچه مُحرم نیست در او باقی میماند. [آیا] خودتان این مسئله را ندیدید [و] تجربه نکردید؟ همینکه لباس احرام [را] که درمیآورید [و] لباس عادی میپوشید حالتان فرق میکند، تمام شد! [لذا] بهخاطر این میگویند: «بین عمره و بین حج هم در لباس احرام باش3 [تا] یکمرتبه از آنوقتیکه احرام بستی متّصل شوی به عرفات و به سایر اعمال حج [تا مبادا] این وسط فاصله نیفتد، این وسط دنیا نیاید، این وسط مشغول به کثرات نشوید.» حالا میآیند میگویند: «چرا لباس احرام میپوشید؟»!
- . اشاره به این بیت از غزل حافظ است؛ دیوان حافظ (قزوینی)، ص 220، غزل 37:
- . الکافی، ج 6، ص 461؛ روضة المتقین، ج 7، ص 636.
- الکافی، ج 4، ص 441: «عن حَفصِ بنِ البَختَریِّ عن غیرِ واحِدٍ عن أبی عَبدِ اللهِ علیه السّلام قال: یَنبَغی لِلمُتَمَتِّعِ بِالعُمرَةِ إلَی الحَجِ إذا أحَلَّ أن لا یَلبَسَ قَمیصًا و لیَتَشَبَّه بِالمُحرِمینَ.»
- . اشاره به این بیت از غزل حافظ است؛ دیوان حافظ (قزوینی)، ص 220، غزل 37:
