
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
و گرایش به حقایق و اصالتهای الهی
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
28عمامه حالتی است که نفوس ملائکه را جلب میکند، وقتیکه انسان عمامه بهسر بگذارد احساس میکند که حالش فرق کرد؛ آن بهخاطر حضور ملائکه است. تمام اینها اسرار است، پیغمبر که بیخود این کار را نکرده؛ خب پیغمبر به جای عمامه میتوانست کلاه بر سر امیرالمؤمنین بگذارد! از این کلاههای لگنی، از اینها سر امیرالمؤمنین بگذارد! از این کلاههای پشمی بگذارد!
چرا [پیغمبر] عمامه بست؟ چون پیغمبر مطلبی را میداند که من نمیدانم و دیگران نمیدانند، [فقط] او میداند؛ او چون میداند میگوید: «من هم صادق هستم و هم مصدَّق، این کار را میکنم شما هم اگر نمیدانید بکنید و بعد به رمز و رازش پی میبرید؛ نگویید نه، نگویید بیخود است، نگویید این حرفها چیست، نگویید اینها برای یک صنف خاص است.» امروزه این عمامه اختصاص به یک صنف خاص دارد، [در زمان] سابق اینطور نبود؛ سابق همه [عمامه] داشتند؛ تاجرش، کاسبش، زارعش، اینها همه عمامه داشتند. الآن خیلی جاها هستند که عمامه دارند؛ [شخص] زارع است عمّامه دارد؛ ولی امروزه اختصاص به یک قشر خاص از علمای دینی و مبلّغین شریعت [پیدا کرده است.]
خداوند به همۀ ما و همۀ آنهایی که در این روز مبارک به لباس ملائکه ملبّس میشوند و تاج ملائکه را بر سر میگذارند توفیق بدهد [تا] از باطن ولایت، حضرت صدیقۀ کبری سلاماللهعلیها استمداد کنیم، که شفاعت ما را نزد فرزندش حضرت حجّة ابن الحسن مهدی ارواحنا لترابمقدمهالفداء بنماید و دست ولایت او را بر سر همۀ ما تا هنگام وفات و بعد از وفات، در روز قیامت و در آن دنیا [بگذارد]؛ [در] آن دنیا کُمیت همۀ ما بدون امام زمان لنگ است؛ تازه ما امام زمان را برای آن دنیا میخواهیم نه اینجا، اینجا که خب بهجای خود. [انشاءالله] خداوند ما را در زیر ولایت امام زمان به حقیقت عبودیت برساند.
اللَهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
