اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

شب قدر، تجلی مشیت الهی و نزول مقدرات

نقش محوری امام زمان (علیه السلام) در تعیین مقدرات یک‌ساله

17٬341

تفسیر آیات ابتدایی سورۀ دخان و بیان کیفیت نزول مقدرات و مشیت الهی در شب قدر، موضوع اصلی این سخنرانی است. حضرت آیة‌اللّه سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تبیین اینکه هر موجودی در عالم، تجلی اسمی از اسماء الهی است، به نقش علم ربوبی و نزول تدریجی امور در قالب زمان اشاره کرده و می‌فرمایند که حقیقت اشیاء پیش از تحقق زمانی، در علم حضوری خداوند موجود می‌باشد. همچنین حضرت استاد در این سخنرانی که در شب 23 رمضان در جمع شب‌زنده‌داران در شهر کرمان ایراد شده است، به بیان تفاوت نزول دفعی و تدریجی قرآن، اهمیت شب قدر به عنوان شب اندازه‌گیری امور یک‌ساله، عرضه نامه اعمال به امام زمان (عج)، و نقش توسل به آن حضرت در تغییر مقدرات را با بیان شیرین و مثال‌های جذاب بیان می‌کنند. ایشان شب قدر را شبِ تصمیم‌گیری برای مسیر آینده انسان دانسته و تأکید می‌کنند که صفای قلب، عامل اصلی دریافت رزق حقیقی در این شب است.

شب قدر، تجلی مشیت الهی و نزول مقدرات

توضیحات:

تفسیر آیات ابتدایی سورۀ دخان و بیان کیفیت نزول مقدرات و مشیت الهی در شب قدر، موضوع اصلی این سخنرانی است. حضرت آیة‌اللّه سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تبیین اینکه هر موجودی در عالم، تجلی اسمی از اسماء الهی است، به نقش علم ربوبی و نزول تدریجی امور در قالب زمان اشاره کرده و می‌فرمایند که حقیقت اشیاء پیش از تحقق زمانی، در علم حضوری خداوند موجود می‌باشد. همچنین حضرت استاد در این سخنرانی که در شب 23 رمضان در جمع شب‌زنده‌داران در شهر کرمان ایراد شده است، به بیان تفاوت نزول دفعی و تدریجی قرآن، اهمیت شب قدر به عنوان شب اندازه‌گیری امور یک‌ساله، عرضه نامه اعمال به امام زمان (عج)، و نقش توسل به آن حضرت در تغییر مقدرات را با بیان شیرین و مثال‌های جذاب بیان می‌کنند. ایشان شب قدر را شبِ تصمیم‌گیری برای مسیر آینده انسان دانسته و تأکید می‌کنند که صفای قلب، عامل اصلی دریافت رزق حقیقی در این شب است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

شب قدر، تجلی مشیت الهی و نزول مقدرات

15
  • یک‌مرتبه احساس کردم در بیمارستان هستم و بلند شدم نشستم. یک‌مرتبه صدا از اطرافیان ما بلند شد و دکترها آمدند: «چه شده؟! معجزه شده! اینکه فوت کرده بود! اینکه چه شده بود و...!» بعد من شروع کردم به پرخاش کردن به عیالم: «چرا من را جدا کردی؟! چرا من را از آن سعادت [محروم کردی]؟!»

  • اینها واقعیّات است! اینها حقایقی است که برای ما بیان کرده‌اند. اینها می‌روند، می‌بینند و می‌آیند [نقل می‌کنند و] اینها با آنچه که ما شنیده‌ایم منطبق است.

  • وقت گذشته است. خیلی مطلب می‌خواستم بگویم. امشب شب امام زمان علیه السّلام است. امشب چه دعایی باید بکنیم؟ اولاً دعا برای وجود آن حضرت و بعد برای اختتام به خیر! کار ما به خیر تمام بشود, عاقبت امر ما خیر باشد! واقعاً این دعای اختتام به خیر دعای [خیلی] مهمّی است! «اللَهمّ اجعَل عَواقِبَ أُمورِنا خیرًا؛ خدایا ما را و راه ما را آن‌چنان قرار بده که هروقت به ما گفتند بفرمایید, دیگر معطّل نشویم، دیگر صبر نکنیم و همیشه آماده باشیم، همیشه حاضر باشیم و اصلاً خودمان پیشاپیش حرکت کنیم!» چه بسیار افرادی بودند که در اوّل صالح بودند و بعد در آخر به مشکلات افتادند.

  • ابن ملجم مصداق اتمّ غفلت و عاقبت‌به‌شرّی

  • همین عبدالرحمن ‌بن‌ ملجم‌ مرادی که این مصیبت را بر عالم حقیقت و واقع و نفس‌الأمر وارد کرد و تمام عالم را عزادار نمود، که بود؟! آیا اوّل هم همین‌طور بود؟! در تاریخ داریم که در زمان عثمان [او] یک شخصی را برای حکومت یمن می‌فرستد به نام حبیب ‌بن ‌منتجب, آن شخص می‌رود و تا آخر حکومت عثمان هم باقی می‌ماند. امیرالمؤمنین علیه السّلام پس‌ از ‌کشته‌ شدن عثمان او را بر همان‌جا ابقاء می‌کنند. مرد خوبی بود. [وقتی] نامۀ امیرالمؤمنین به او می‌رسد، می‌بوسد و بر چشمش می‌گذارد و بالای منبر می‌رود و خبر قتل عثمان را به گوش مردم می‌رساند و از آنها برای خلافت امیرالمؤمنین بیعت می‌گیرد. مردم ده نفر را از اتقیاء و أذکیاء و عالمان خودشان، به‌عنوان بیعت با امیرالمؤمنین علیه السّلام از میان خود برمی‌گزینند و به‌سمت مدینه روانه می‌کنند. رئیس اینها عبدالرحمن‌ ‌ملجم‌ مرادی بود. این‌ ده‌ نفر حرکت می‌کنند و در اینجا ‌می‌آیند و بر امیرالمؤمنین علیه السّلام وارد می‌شوند. هرکدام از اینها شروع می‌کنند به حمد و ثنا کردن؛ در آخر که نوبت به ابن‌ملجم می‌رسد شروع می‌کند حضرت را به اوصاف و کمالات [حمد کردن]: «السّلام علیک أیُّهَا الإمامُ العادل، السّلام علیک أیّها البَدرُ التّمام، السّلام علیک... .» شروع به گفتن می‌کند؛ اوصاف آن حضرت را می‌شمرد. حضرت خیلی او را تحسین می‌کنند و بعد می‌گویند: «خب اسمت چیست؟» عرض می‌کند: «اسم من عبدالرحمن است.» حضرت می‌فرمایند: «پدرت کیست؟» می‌گوید: «ملجم مرادی.» حضرت می‌فرمایند: «مرادی تو هستی؟!» می‌گوید: «بله.» اینجا حضرت می‌فرمایند: «﴿إنّا لِلّه و إنّا إلَيْهِ راجِعون﴾ و لا حولَ و لا قُوّةَ إلا بِالله العلیِّ العظیم.» همه تعجّب می‌کنند: چه شد؟! حضرت اسم مرادی را می‌شنود و استرجاع می‌کند: ﴿إنّا لِلّه﴾ می‌گوید.

/ 222