
شب قدر، تجلی مشیت الهی و نزول مقدرات
نقش محوری امام زمان (علیه السلام) در تعیین مقدرات یکساله
تفسیر آیات ابتدایی سورۀ دخان و بیان کیفیت نزول مقدرات و مشیت الهی در شب قدر، موضوع اصلی این سخنرانی است. حضرت آیةاللّه سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تبیین اینکه هر موجودی در عالم، تجلی اسمی از اسماء الهی است، به نقش علم ربوبی و نزول تدریجی امور در قالب زمان اشاره کرده و میفرمایند که حقیقت اشیاء پیش از تحقق زمانی، در علم حضوری خداوند موجود میباشد. همچنین حضرت استاد در این سخنرانی که در شب 23 رمضان در جمع شبزندهداران در شهر کرمان ایراد شده است، به بیان تفاوت نزول دفعی و تدریجی قرآن، اهمیت شب قدر به عنوان شب اندازهگیری امور یکساله، عرضه نامه اعمال به امام زمان (عج)، و نقش توسل به آن حضرت در تغییر مقدرات را با بیان شیرین و مثالهای جذاب بیان میکنند. ایشان شب قدر را شبِ تصمیمگیری برای مسیر آینده انسان دانسته و تأکید میکنند که صفای قلب، عامل اصلی دریافت رزق حقیقی در این شب است.
شب قدر، تجلی مشیت الهی و نزول مقدرات
3کیفیت نزول مقدرات از مراتب اسماء و صفات، به عوالم وجود
هرچه که در عالم وجود صورت موجودیّت و هویّت خارجی به خود میگیرد, مظهریّت یک اسم یا یک صفت از اسماء و صفات پروردگار را واجد است؛ زیرا خدای متعال بهواسطۀ اسماء کلیّه و صفات کلیّه در عالم اعیان و عالم ماهیّات به بروز و ظهور میپردازد.
اگر ما در این عالم در فنون مختلف علمی را میبینیم، این علم یا علوم نزول اسم کلی علم پروردگار است. اگر ما در عالم قدرتی میبینم, به جمیع انواع و انحاء [آن]، نزول اسم کلّی قدیر است که به صُوَر مختلف برای وجودات مختلف بروز و ظهور پیدا میکند.
اگر ما در این عالم و سایر عوالم وجودی, حیات و استمرار بقاء را مشاهده میکنیم، بهواسطۀ نزول اسم کلّیِ حیّ است که تراوشات آن اسم حیّ بهصورت حیات موجودات در این عالم تحقّق پیدا میکند.
تمام حوادثی که از ناحیۀ مبدأ عِلّی و مبدأ أعلیٰ در این عالم, وجود پیدا کرده است و پیدا میکند و پیدا خواهد کرد، در علم پروردگار بهصورت علم حضوری, وجود عینی و هویّت خارجی داشتهاند.
یعنی قبل از اینکه ما پا به عرصۀ وجود بگذاریم و در عالم شهادت و عالم مُلک که همین عالم مادّه است به منصۀ ظهور برسیم، در علم پروردگار وجود عینی داشتیم. تصوّر نشود که حقیقت وجود علمی پروردگار و وجود عینی, همان وجود علمی است که ما در نفوس خود نسبت به اشیاء داریم. این نحوه از وجود و تصوّر فقط صورت علمی اشیاء است که حکایت از صورت خارجی میکند؛ اما خود آن وجود خارجی اشیاء، دیگر در نفوس ما نیست؛ [آن] اشیاء برای خودشان وجود مستقل دارند. صورتی از آن هویّت خارجی در ذهن و نفس ما نقش میبندد. اما در مورد پروردگار اینطور نیست و مسئله فرق میکند.
حقایق عالم وجود با تمام مراتبی که دارد، قبل از تعیّن خارجی آنها بهصورت جنبۀ تعلّقی و ربطی و بهعنوان جنبۀ عِلّی, وجود اصلی داشته است. و آنچه را ما در عالم اعیان و خارج مشاهده میکنیم, وجود ظِلّی و تَبَعی است. به عبارت دیگر حقیقت اشیاء، حقیقت وجودات خود ما و حقیقت آن اعمالی را که ما انجام میدهیم، حتّی صحبتی که میکنیم، آن پلک چشمی که به هم میزنیم، آن خاطراتی که در تصوّر ما و در نفس ما هر روز در حال آمدوشد است، تمام اینها در علم پروردگار وجود عِلّی دارد؛ یعنی وجودش حتی از همین وجودی که الآن ما داریم میبینیم قویتر است!
