اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

شخصیت اخلاقی، اجتماعی و سلوکی امیرالمؤمنین علیه السلام

15٬739

حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سره در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 1429 هجری قمری پیرامون شخصیت اخلاقی، اجتماعی و سلوکی امیرالمؤمنین علیه السلام سخنرانی کرده‌اند. ایشان در ابتدا به جایگاه علم و یقین برای پیمودن مسیر سلوک پرداخته‌اند و سپس دیدگاه تکامل عقول انسانی در طول تاریخ را مورد نقد قرار داده و انحطاط اخلاقی بشر امروز را نشانۀ عدم رشد عقلانیت می‌دانند. استاد حسینی طهرانی با بیان این مسئله که امیرالمؤمنین مصداق اتمّ مقام خلیفة اللهی است، به تحلیل بخشی از تاریخ حیات آن حضرت می‌پردازند. حضرت استاد هدف امیرالمؤمنین را در تمام طول حیات شریف آن حضرت، امتثال خالصانۀ دستورات الهی دانسته و به این نکته التفات می‌دهند که در مرام امیرالمؤمنین هیچگاه قداستِ هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند. در پایان با اشاره به سرّ انقلاب حالات حضرت در روزهای آخر حیات ایشان، کیفیت ضربت خوردن و شهادت آن حضرت را بیان می‌کنند.

شخصیت اخلاقی، اجتماعی و سلوکی امیرالمؤمنین علیه السلام

توضیحات:

حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سره در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 1429 هجری قمری پیرامون شخصیت اخلاقی، اجتماعی و سلوکی امیرالمؤمنین علیه السلام سخنرانی کرده‌اند. ایشان در ابتدا به جایگاه علم و یقین برای پیمودن مسیر سلوک پرداخته‌اند و سپس دیدگاه تکامل عقول انسانی در طول تاریخ را مورد نقد قرار داده و انحطاط اخلاقی بشر امروز را نشانۀ عدم رشد عقلانیت می‌دانند. استاد حسینی طهرانی با بیان این مسئله که امیرالمؤمنین مصداق اتمّ مقام خلیفة اللهی است، به تحلیل بخشی از تاریخ حیات آن حضرت می‌پردازند. حضرت استاد هدف امیرالمؤمنین را در تمام طول حیات شریف آن حضرت، امتثال خالصانۀ دستورات الهی دانسته و به این نکته التفات می‌دهند که در مرام امیرالمؤمنین هیچگاه قداستِ هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند. در پایان با اشاره به سرّ انقلاب حالات حضرت در روزهای آخر حیات ایشان، کیفیت ضربت خوردن و شهادت آن حضرت را بیان می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

شخصیت اخلاقی، اجتماعی و سلوکی امیرالمؤمنین علیه السلام

19
  • لذا امیرالمؤمنین در همین شب نوزدهم هم که در منزل حضرت أمّ‌کلثوم بودند خیلی مضطرب، ـ نه مضطرب که عبارت صحیحی نیست ـ خیلی منقلب بودند و حضرت أمّ‌کلثوم سؤال می‌کند: که پدرجان امشب چرا مثل سایر شب‌ها نیست؟ حضرت می‌فرمایند که «آن وعده خدا نزدیک است. و آن مسئله می‌خواهد اتفاق می‌افتد»

  • کیفیت ضربت خوردن امیرالمؤمنین در شب نوزدهم

  • حال حضرت همراه با همۀ عالم، این حال حضرت در حال انقلاب بود. تا اینکه نزدیک اذان صبح شد، آن شب حضرت نخوابیده بودند، آمدند و رفتند و شروع به خواندن نماز نافله کردند، نافله را خواندند و این قضیّه بعد از فجر اتفاق افتاد، نه قبل از فجر؛ یعنی امیرالمؤمنین علیه السّلام در آن نماز نافله که نماز نافله تمام شد، آمدند و اذان گفتند و بعد از اذان که وارد مسجد شدند، رفتند که نافله نماز صبح را بخوانند نه نافله نماز شب، که در موقع خواندن نافله نماز صبح این قضیّه اتفاق افتاد؛ یعنی حضرت اذان را گفتند و بعد حرکت کردند ـ همان‌طوری‌که عرض کردم ـ وقتی که به ابن‌ملجم می‌رسند می‌بینند ابن‌ملجم خوابیده حضرت می‌فرمایند:

  • «برخیز برخیز، می‌دانم که چه در سر داری و در سر نیتی داری که زمین و آسمان از آن نیت تو به اضطراب در خواهد آمد و به جنب و جوش در خواهد آمد.»

  • حضرت رکعت اول نافله صبح را که خواندند، در رکعت دوم ابن‌ملجم ضربت خودش را وارد کرد. تمام اوضاع به هم ریخت! تمام زمین و آسمان بهم ریخت! آسمان‌ها دگرگون شد! بادها شروع به وزیدن کرد! این همان جنبه ربطی بین نفس حضرت است که تأثیرش از ملکوت بر عالم ملک به این نحوه خواهد بود. جبرائیل در میان زمین و آسمان فریاد می‌زد «تَهَدَّمَت و اللهِ أرکانُ الهُدَی... و انفَصَمَت [والله] العُروَةُ الوُثقَی... قُتِلَ عَلی المُرتَضَی... قَتَلَهُ أشقَی الأشقیاء؛ ای مردم علی را کشتند و ارکان هدایت را متزلزل کردند و فرزند ابی‌طالب را از بین بردند» و این‌طورکه نقل می‌کنند این ندا به همۀ کوفه رسید و همۀ افراد مطلع شدند که چه قضیّه‌ای اتفاق افتاده است. مردم هجوم کردند به سمت امیرالمؤمنین علیه السّلام آمدند، دیدند حضرت به روی زمین افتاده و خاک‌ها را بر سر خود می‌ریزد و می‌فرماید ﴿مِنۡها خَلَقۡنَٰكُمۡ وَفِيها نُعِيدُكُمۡ وَمِنۡها نُخۡرِجُكُمۡ تارَةً أُخۡرَىٰ﴾1و2

    1. سوره طه (20) آیه 55. معاد شناسی، ج 7، ص 265:
      «از زمین شما را آفریدیم؛ و در زمین باز میگردانیم؛ و از زمین برای بار دیگر بیرون می‌آوریم.»
    2. رجوع شود به بحار الأنوار، ج 42، ص 276 ـ 282.
/ 613